eventuating

[ایالات متحده]/ɪˈvɛntʃueɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈvɛnʧueɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نتیجه گرفتن یا به وقوع پیوستن

عبارات و ترکیب‌ها

eventuating success

به ثمر رسیدن موفقیت

eventuating opportunity

به وجود آمدن فرصت

eventuating change

به وجود آمدن تغییر

eventuating results

به دست آوردن نتایج

eventuating possibilities

به وجود آمدن احتمالات

eventuating challenges

به وجود آمدن چالش‌ها

eventuating ideas

به وجود آمدن ایده‌ها

eventuating circumstances

به وجود آمدن شرایط

eventuating solutions

به دست آوردن راه حل‌ها

eventuating trends

به وجود آمدن روندها

جملات نمونه

his hard work is eventuating in a promotion.

تلاش سخت او در حال نتیجه‌گیری در یک ارتقاء است.

we are hoping that the project will eventuate successfully.

امیدواریم پروژه با موفقیت به نتیجه برسد.

the negotiations are eventuating in a new agreement.

مذاکرات در حال نتیجه‌گیری به یک توافقنامه جدید است.

her dreams of traveling are finally eventuating.

رویاهای او از سفر کردن سرانجام در حال تحقق هستند.

the plans are eventuating into a large-scale event.

طرح‌ها در حال تبدیل شدن به یک رویداد بزرگ هستند.

after months of effort, their ideas are eventuating into reality.

پس از ماه‌ها تلاش، ایده‌های آنها در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند.

the discussions are eventuating in a clearer understanding.

بحث‌ها در حال نتیجه‌گیری به درک روشن‌تری هستند.

his dedication is eventuating in remarkable achievements.

تعهد او در حال نتیجه‌گیری در دستاوردهای چشمگیری است.

the community efforts are eventuating in positive changes.

تلاش‌های جامعه در حال نتیجه‌گیری در تغییرات مثبت هستند.

we are excited to see how the plans will eventuate.

ما مشتاق هستیم ببینیم طرح‌ها چگونه به نتیجه خواهند رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید