inevitably happens
اجتنابناپذیر اتفاق میافتد
inevitably will happen
اجتنابناپذیر اتفاق خواهد افتاد
inevitably becomes
اجتنابناپذیر میشود
inevitably leads
اجتنابناپذیر منجر میشود
inevitably caused
اجتنابناپذیر ایجاد شد
inevitably resulted
اجتنابناپذیر منجر شد
inevitably changing
اجتنابناپذیر در حال تغییر است
inevitably leading
اجتنابناپذیر هدایت میکند
inevitably ending
اجتنابناپذیر به پایان میرسد
inevitably changes
اجتنابناپذیر تغییر میکند
the policy change will inevitably affect small businesses.
تغییر سیاستها به ناچار بر کسب و کارهای کوچک تأثیر میگذارد.
if you skip maintenance, the machine will inevitably break down.
اگر نگهداری را نادیده بگیرید، دستگاه به ناچار خراب خواهد شد.
rising costs will inevitably lead to higher prices.
افزایش هزینهها به ناچار منجر به افزایش قیمتها خواهد شد.
with so many stakeholders, delays are inevitably part of the process.
با وجود ذینفعان زیاد، تأخیرها به ناچار بخشی از فرآیند هستند.
over time, small misunderstandings can inevitably escalate into conflicts.
با گذشت زمان، سوء تفاهمهای کوچک میتوانند به ناچار به درگیریها تبدیل شوند.
expanding the team will inevitably require clearer roles and rules.
گسترش تیم به ناچار مستلزم نقشها و قوانین روشنتر خواهد بود.
without enough sleep, your focus will inevitably suffer.
بدون خواب کافی، تمرکز شما به ناچار تحت تأثیر قرار میگیرد.
as the deadline approaches, pressure will inevitably mount.
با نزدیک شدن به مهلت مقرر، فشار به ناچار افزایش مییابد.
using outdated software will inevitably create security risks.
استفاده از نرمافزار قدیمی به ناچار خطرات امنیتی ایجاد میکند.
after years of heavy use, wear and tear will inevitably set in.
پس از سالها استفاده سنگین، فرسودگی و ساییدگی به ناچار ظاهر میشود.
in a fast-growing market, competition will inevitably intensify.
در یک بازار در حال رشد سریع، رقابت به ناچار تشدید میشود.
when you ignore feedback, trust will inevitably erode.
وقتی بازخورد را نادیده بگیرید، اعتماد به ناچار تضعیف میشود.
inevitably happens
اجتنابناپذیر اتفاق میافتد
inevitably will happen
اجتنابناپذیر اتفاق خواهد افتاد
inevitably becomes
اجتنابناپذیر میشود
inevitably leads
اجتنابناپذیر منجر میشود
inevitably caused
اجتنابناپذیر ایجاد شد
inevitably resulted
اجتنابناپذیر منجر شد
inevitably changing
اجتنابناپذیر در حال تغییر است
inevitably leading
اجتنابناپذیر هدایت میکند
inevitably ending
اجتنابناپذیر به پایان میرسد
inevitably changes
اجتنابناپذیر تغییر میکند
the policy change will inevitably affect small businesses.
تغییر سیاستها به ناچار بر کسب و کارهای کوچک تأثیر میگذارد.
if you skip maintenance, the machine will inevitably break down.
اگر نگهداری را نادیده بگیرید، دستگاه به ناچار خراب خواهد شد.
rising costs will inevitably lead to higher prices.
افزایش هزینهها به ناچار منجر به افزایش قیمتها خواهد شد.
with so many stakeholders, delays are inevitably part of the process.
با وجود ذینفعان زیاد، تأخیرها به ناچار بخشی از فرآیند هستند.
over time, small misunderstandings can inevitably escalate into conflicts.
با گذشت زمان، سوء تفاهمهای کوچک میتوانند به ناچار به درگیریها تبدیل شوند.
expanding the team will inevitably require clearer roles and rules.
گسترش تیم به ناچار مستلزم نقشها و قوانین روشنتر خواهد بود.
without enough sleep, your focus will inevitably suffer.
بدون خواب کافی، تمرکز شما به ناچار تحت تأثیر قرار میگیرد.
as the deadline approaches, pressure will inevitably mount.
با نزدیک شدن به مهلت مقرر، فشار به ناچار افزایش مییابد.
using outdated software will inevitably create security risks.
استفاده از نرمافزار قدیمی به ناچار خطرات امنیتی ایجاد میکند.
after years of heavy use, wear and tear will inevitably set in.
پس از سالها استفاده سنگین، فرسودگی و ساییدگی به ناچار ظاهر میشود.
in a fast-growing market, competition will inevitably intensify.
در یک بازار در حال رشد سریع، رقابت به ناچار تشدید میشود.
when you ignore feedback, trust will inevitably erode.
وقتی بازخورد را نادیده بگیرید، اعتماد به ناچار تضعیف میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید