ex

[ایالات متحده]/eks/
[بریتانیا]/ɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر یا شریک سابق؛ دوست‌پسر یا دوست‌دختر سابق.

عبارات و ترکیب‌ها

ex-boyfriend

همسر سابق

ex-girlfriend

دوست‌دختر سابق

ex-husband

همسر مرد سابق

ex-wife

همسر زن سابق

ex-employee

کارمند سابق

ex-president

رئیس‌جمهور سابق

ex-convict

متهم سابق

experienced

آزموده

examination

بررسی

example

مثال

ex vivo

اگز ویوو

ex post

اگز پست

ex officio

اگز افیشیو

ex situ

اگز سیتیو

ex ante

پیش از آن

ex post facto

اگز پست فاکتو

ex factory

اگز فکتوری

ex gratia

اگز گراتیا

جملات نمونه

My ex-boyfriend called me yesterday.

پسرم دیروز با من تماس گرفت.

She is still friends with her ex-husband.

او هنوز با همسر سابقش دوست است.

He is my ex-colleague from the previous job.

او همکار سابق من از شغل قبلی است.

I need to return my ex-roommate's books.

من باید کتاب‌های هم‌اتاق‌سابقم را پس بدهم.

Her ex-girlfriend moved to a different city.

دوست پسر سابقش به یک شهر دیگر نقل مکان کرد.

He is my ex-business partner.

او شریک تجاری سابق من است.

I used to visit my ex-neighbor every weekend.

من اغلب آخر هفته‌ها از همسایه سابقم دیدن می‌کردم.

She is my ex-best friend from high school.

او بهترین دوست سابق من از دبیرستان است.

My ex-boss recommended me for the new job.

رئیس سابقم من را برای شغل جدید توصیه کرد.

He is my ex-boyfriend's brother.

او برادر دوست پسر سابق من است.

نمونه‌های واقعی

You know they are a1l my exes.

می‌دانید که آنها همه خواستگارهای سابق من هستند.

منبع: Discussing American culture.

You brought your ex to our family cabin?

شما خواستگار سابق خود را به کلبه خانوادگی ما آوردید؟

منبع: Our Day This Season 1

The only thing hotter than you, is my ex-girlfriend!

تنها چیزی که از شما داغ‌تر است، دوست‌دختر سابق من است!

منبع: Listening Digest

Wait. Uh, I-I thought you were her ex.

صبر کن. اوه، من فکر کردم شما خواستگار سابق او هستید.

منبع: Modern Family - Season 04

And I spent months tracking down an ex-employee, Christopher Wiley.

و من ماه‌ها وقتم را صرف ردیابی یک کارمند سابق، کریستوفر وایلی کردم.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

Does it ever get weird working with your ex?

آیا کار کردن با خواستگار سابق شما عجیب نیست؟

منبع: A Small Story, A Great Documentary

You guys, Joey just saw Janice kissing her ex-husband.

دوست‌های من، جویی همین الان دید که جنیفر در حال بوسیدن شوهر سابقش است.

منبع: Friends Season 3

Some blame communities of far-leftists who are mostly ex-squatters.

برخی از جوامع چپ‌گرایان افراطی که بیشتر آنها افراد بی‌خانمان سابق هستند، مقصر هستند.

منبع: The Economist - International

She actually makes me miss that pill-popping ex-wife of his.

او در واقع باعث می‌شود که دلتنگ همسر سابقش با مصرف قرص باشم.

منبع: Friends Season 9

There's nothing wrong with a man telephoning his ex-wife.

هیچ مشکلی ندارد که یک مرد با همسر سابقش تلفنی صحبت کند.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید