ex-girlfriend

[ایالات متحده]/[ˌeks ɡəːlˈfrend]/
[بریتانیا]/[ˌeks ɡɝːlˈfreɪnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که زمانی با او رابطه عاشقانه وجود داشته و اکنون به پایان رسیده است؛ شریک عشقی سابق (مونث).
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

my ex-girlfriend

دوست دختر سابق من

an ex-girlfriend

یک دوست دختر سابق

ex-girlfriends' stories

داستان‌های دوست دختران سابق

ex-girlfriend's house

خانه دوست دختر سابق

ex-girlfriend's photo

عکس دوست دختر سابق

جملات نمونه

i still sometimes think about my ex-girlfriend.

من هنوز گاهی اوقات به همسر سابقم فکر می‌کنم.

he's moved on from his ex-girlfriend.

او از همسر سابقش عبور کرده است.

my friend is dating my ex-girlfriend, which is awkward.

دوست من با همسر سابق من قرار دارد که کمی عجیب است.

she's happier now that she's without her ex-girlfriend.

حالا که بدون همسر سابقش است، خوشحال‌تر است.

he compared his current girlfriend to his ex-girlfriend.

او نامزد فعلی خود را با همسر سابقش مقایسه کرد.

it's best to avoid talking about your ex-girlfriend.

بهتر است از صحبت کردن در مورد همسر سابق خود اجتناب کنید.

he's still in contact with his ex-girlfriend occasionally.

او هنوز گاهی اوقات با همسر سابقش در تماس است.

she blocked him on social media after the breakup with his ex-girlfriend.

او پس از جدایی از همسر سابقش، او را در رسانه‌های اجتماعی مسدود کرد.

my parents never liked my ex-girlfriend.

والدین من هرگز از همسر سابق من خوششان نیامد.

he regrets how he treated his ex-girlfriend.

او پشیمان است که چگونه با همسر سابقش رفتار کرد.

she's trying to forget about her ex-girlfriend and move on.

او سعی می‌کند همسر سابقش را فراموش کند و به جلو برود.

he constantly brings up his ex-girlfriend in conversations.

او دائماً همسر سابقش را در مکالمات مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید