ex-husband

[ایالات متحده]/ˈeksˌhʌzbənd/
[بریتانیا]/ˈeksˌhʌzbənd/

ترجمه

n. مردی که قبلاً با کسی ازدواج کرده بود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

my ex-husband

شوهر سابق من

ex-husband's house

خانه شوهر سابق

seeing ex-husband

دیدن شوهر سابق

ex-husband's money

پول شوهر سابق

her ex-husband

شوهر سابق او

ex-husbands often

شوهران سابق اغلب

finding ex-husband

پیدا کردن شوهر سابق

annoying ex-husband

شوهر سابق آزاردهنده

جملات نمونه

my ex-husband and i are now good friends.

من و همسر سابقم اکنون دوستان خوبی هستیم.

she filed for divorce from her ex-husband last year.

او سال گذشته برای طلاق از همسر سابقش درخواست داد.

he's seeing someone new since his divorce from his ex-husband.

او از زمان طلاق از همسر سابقش با کسی جدید قرار ملاقات می کند.

the children spend every other weekend with their ex-husband.

کودکان آخر هفته به طور متناوب با همسر سابقشان وقت می گذرانند.

dealing with an ex-husband can be emotionally draining.

رسیدگی به یک همسر سابق می تواند از نظر احساسی خسته کننده باشد.

they share custody of their two children with their ex-husband.

آنها حضانت دو فرزند خود را با همسر سابقشان به اشتراک می گذارند.

she had a difficult relationship with her ex-husband for years.

او سال ها رابطه دشواری با همسر سابقش داشت.

he's moved on and no longer speaks to his ex-husband.

او به جلو رفته و دیگر با همسر سابقش صحبت نمی کند.

the divorce settlement was finalized with her ex-husband last month.

ماه گذشته توافق طلاق با همسر سابقش نهایی شد.

she blocked her ex-husband on social media.

او همسر سابقش را در رسانه های اجتماعی مسدود کرد.

he supports his children financially, despite his strained relationship with his ex-husband.

او از نظر مالی از فرزندانش حمایت می کند، با وجود رابطه پرتنش او با همسر سابقش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید