| قسمت سوم فعل | excommunicated |
| شکل سوم شخص مفرد | excommunicates |
| زمان گذشته | excommunicated |
| صفت یا فعل حال استمراری | excommunicating |
be excommunicated
خارج از اجتماع شدن
excommunicate an individual
خارج کردن یک فرد از اجتماع
The church excommunicated him, and he gave them groats for pease, he excommunicated them.
کلیسا او را از عضویت محروم کرد و در ازای حبوبات، سکه به آنها داد، او آنها را از عضویت محروم کرد.
Their church tells them it’s wrong and, in fact, excommunicated Green years ago.
کلیسا به آنها میگوید این اشتباه است و در واقع، سالها پیش گرین را از عضویت محروم کرده است.
The church decided to excommunicate the member for his actions.
کلیسا تصمیم گرفت عضو را به دلیل اقداماتش از عضویت محروم کند.
In the past, people were excommunicated for questioning religious beliefs.
در گذشته، مردم به دلیل زیر سوال بردن باورهای مذهبی از عضویت محروم میشدند.
The pope has the authority to excommunicate individuals from the church.
پاپ این حق را دارد که افراد را از کلیسا از عضویت محروم کند.
Being excommunicated was a severe punishment in medieval times.
از عضویت محروم شدن یک مجازات شدید در قرون وسطی بود.
The bishop threatened to excommunicate anyone who disobeyed his orders.
اسقف تهدید کرد هر کسی که دستورات او را نادیده بگیرد از عضویت محروم خواهد کرد.
Members of the community feared being excommunicated for going against the church's teachings.
اعضای جامعه از اینکه به دلیل مخالفت با آموزههای کلیسا از عضویت محروم شوند، میترسیدند.
The council voted to excommunicate the priest who was accused of misconduct.
شورای تصمیم گرفت به دلیل اتهام سوء رفتار، کشیش را از عضویت محروم کند.
be excommunicated
خارج از اجتماع شدن
excommunicate an individual
خارج کردن یک فرد از اجتماع
The church excommunicated him, and he gave them groats for pease, he excommunicated them.
کلیسا او را از عضویت محروم کرد و در ازای حبوبات، سکه به آنها داد، او آنها را از عضویت محروم کرد.
Their church tells them it’s wrong and, in fact, excommunicated Green years ago.
کلیسا به آنها میگوید این اشتباه است و در واقع، سالها پیش گرین را از عضویت محروم کرده است.
The church decided to excommunicate the member for his actions.
کلیسا تصمیم گرفت عضو را به دلیل اقداماتش از عضویت محروم کند.
In the past, people were excommunicated for questioning religious beliefs.
در گذشته، مردم به دلیل زیر سوال بردن باورهای مذهبی از عضویت محروم میشدند.
The pope has the authority to excommunicate individuals from the church.
پاپ این حق را دارد که افراد را از کلیسا از عضویت محروم کند.
Being excommunicated was a severe punishment in medieval times.
از عضویت محروم شدن یک مجازات شدید در قرون وسطی بود.
The bishop threatened to excommunicate anyone who disobeyed his orders.
اسقف تهدید کرد هر کسی که دستورات او را نادیده بگیرد از عضویت محروم خواهد کرد.
Members of the community feared being excommunicated for going against the church's teachings.
اعضای جامعه از اینکه به دلیل مخالفت با آموزههای کلیسا از عضویت محروم شوند، میترسیدند.
The council voted to excommunicate the priest who was accused of misconduct.
شورای تصمیم گرفت به دلیل اتهام سوء رفتار، کشیش را از عضویت محروم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید