excruciates

[ایالات متحده]/ɪkˈskruːʃieɪts/
[بریتانیا]/ɪkˈskruːʧieɪts/

ترجمه

v. به شدت درد روانی یا جسمی وارد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

excruciates me

من را آزار می‌دهد

excruciates with pain

با درد آزار می‌دهد

excruciates my heart

قلب من را آزار می‌دهد

excruciates the soul

روح را آزار می‌دهد

excruciates in silence

در سکوت آزار می‌دهد

excruciates every moment

هر لحظه آزار می‌دهد

excruciates my mind

ذهن من را آزار می‌دهد

excruciates with grief

با اندوه آزار می‌دهد

excruciates the body

بدن را آزار می‌دهد

excruciates beyond words

فراتر از کلمات آزار می‌دهد

جملات نمونه

his headache excruciates him all day long.

سردردش تمام روز او را آزار می‌دهد.

the thought of losing her excruciates him.

فکر از دست دادن او، او را آزار می‌دهد.

the pain from the injury excruciates every time he moves.

درد ناشی از آسیب، هر بار که او حرکت می‌کند، او را آزار می‌دهد.

waiting for the results excruciates the students.

منتظر ماندن برای نتایج، دانش آموزان را آزار می‌دهد.

her betrayal excruciates him deeply.

خیانت او، عمیقاً او را آزار می‌دهد.

the memories of that day excruciates his heart.

خاطرات آن روز قلب او را آزار می‌دهد.

seeing her in pain excruciates him.

دیدن او در حال درد، او را آزار می‌دهد.

every moment of silence excruciates his anxiety.

هر لحظه سکوت اضطراب او را آزار می‌دهد.

the thought of failure excruciates him before the exam.

فکر شکست، قبل از امتحان او را آزار می‌دهد.

her absence excruciates him more than he admits.

غیبت او بیشتر از آنکه اعتراف می‌کند، او را آزار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید