excruciates me
من را آزار میدهد
excruciates with pain
با درد آزار میدهد
excruciates my heart
قلب من را آزار میدهد
excruciates the soul
روح را آزار میدهد
excruciates in silence
در سکوت آزار میدهد
excruciates every moment
هر لحظه آزار میدهد
excruciates my mind
ذهن من را آزار میدهد
excruciates with grief
با اندوه آزار میدهد
excruciates the body
بدن را آزار میدهد
excruciates beyond words
فراتر از کلمات آزار میدهد
his headache excruciates him all day long.
سردردش تمام روز او را آزار میدهد.
the thought of losing her excruciates him.
فکر از دست دادن او، او را آزار میدهد.
the pain from the injury excruciates every time he moves.
درد ناشی از آسیب، هر بار که او حرکت میکند، او را آزار میدهد.
waiting for the results excruciates the students.
منتظر ماندن برای نتایج، دانش آموزان را آزار میدهد.
her betrayal excruciates him deeply.
خیانت او، عمیقاً او را آزار میدهد.
the memories of that day excruciates his heart.
خاطرات آن روز قلب او را آزار میدهد.
seeing her in pain excruciates him.
دیدن او در حال درد، او را آزار میدهد.
every moment of silence excruciates his anxiety.
هر لحظه سکوت اضطراب او را آزار میدهد.
the thought of failure excruciates him before the exam.
فکر شکست، قبل از امتحان او را آزار میدهد.
her absence excruciates him more than he admits.
غیبت او بیشتر از آنکه اعتراف میکند، او را آزار میدهد.
excruciates me
من را آزار میدهد
excruciates with pain
با درد آزار میدهد
excruciates my heart
قلب من را آزار میدهد
excruciates the soul
روح را آزار میدهد
excruciates in silence
در سکوت آزار میدهد
excruciates every moment
هر لحظه آزار میدهد
excruciates my mind
ذهن من را آزار میدهد
excruciates with grief
با اندوه آزار میدهد
excruciates the body
بدن را آزار میدهد
excruciates beyond words
فراتر از کلمات آزار میدهد
his headache excruciates him all day long.
سردردش تمام روز او را آزار میدهد.
the thought of losing her excruciates him.
فکر از دست دادن او، او را آزار میدهد.
the pain from the injury excruciates every time he moves.
درد ناشی از آسیب، هر بار که او حرکت میکند، او را آزار میدهد.
waiting for the results excruciates the students.
منتظر ماندن برای نتایج، دانش آموزان را آزار میدهد.
her betrayal excruciates him deeply.
خیانت او، عمیقاً او را آزار میدهد.
the memories of that day excruciates his heart.
خاطرات آن روز قلب او را آزار میدهد.
seeing her in pain excruciates him.
دیدن او در حال درد، او را آزار میدهد.
every moment of silence excruciates his anxiety.
هر لحظه سکوت اضطراب او را آزار میدهد.
the thought of failure excruciates him before the exam.
فکر شکست، قبل از امتحان او را آزار میدهد.
her absence excruciates him more than he admits.
غیبت او بیشتر از آنکه اعتراف میکند، او را آزار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید