execrate evil
اجتناب از شرارت
execrate injustice
اجتناب از بیعدالتی
execrate violence
اجتناب از خشونت
execrate greed
اجتناب از طمع
execrate hatred
اجتناب از نفرت
execrate tyranny
اجتناب از ظلم
execrate deceit
اجتناب از فریب
execrate oppression
اجتناب از ستم
execrate cruelty
اجتناب از بیرحمی
execrate ignorance
اجتناب از نادانی
many people execrate the actions of corrupt politicians.
بسیاری از مردم اعمال سیاستمداران فاسد را محکوم میکنند.
she execrated the violence shown in the movie.
او خشونت نشان داده شده در فیلم را محکوم کرد.
they execrate any form of discrimination.
آنها هر نوع تبعیض را محکوم میکنند.
he execrated the decision made by the board.
او تصمیم گرفته شده توسط هیئت مدیره را محکوم کرد.
many activists execrate the government's inaction.
بسیاری از فعالان بیعملی دولت را محکوم میکنند.
she execrated the unfair treatment of workers.
او رفتار ناعادلانه با کارگران را محکوم کرد.
people tend to execrate cruelty in all its forms.
مردم معمولاً در همه اشکال خود، بیرحمی را محکوم میکنند.
he execrated the environmental damage caused by the factory.
او خسارت زیست محیطی ناشی از کارخانه را محکوم کرد.
critics execrate the lack of originality in the film.
منتقدان فقدان اصالت در فیلم را محکوم میکنند.
they execrate the idea of censorship in art.
آنها ایده سانسور در هنر را محکوم میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید