exemplariness

[ایالات متحده]/ɪɡˈzɛm.plə.rɪ.nəs/
[بریتانیا]/ɪɡˈzɛm.plə.rɪ.nəs/

ترجمه

n. کیفیت بودن به عنوان یک مدل یا مثال

عبارات و ترکیب‌ها

exemplariness criteria

معیارهای شاخص بودن

exemplariness model

مدل شاخص بودن

exemplariness assessment

ارزیابی شاخص بودن

exemplariness standard

استاندارد شاخص بودن

exemplariness practice

روش شاخص بودن

exemplariness approach

رویکرد شاخص بودن

exemplariness framework

چارچوب شاخص بودن

exemplariness quality

کیفیت شاخص بودن

exemplariness initiative

ابتکار شاخص بودن

exemplariness behavior

رفتار شاخص بودن

جملات نمونه

the exemplariness of her actions inspired many.

عمل خوب او الهام بخش بسیاری بود.

exemplariness in leadership can transform a team.

الگو بودن در رهبری می تواند یک تیم را متحول کند.

we should strive for exemplariness in our work.

ما باید برای برتری در کار خود تلاش کنیم.

the school's exemplariness was recognized by the community.

برتری مدرسه توسط جامعه مورد توجه قرار گرفت.

his exemplariness set a standard for others to follow.

الگو بودن او یک استاندارد برای دیگران برای پیروی تعیین کرد.

exemplariness in behavior is crucial for success.

الگو بودن در رفتار برای موفقیت بسیار مهم است.

they admired her exemplariness in handling difficult situations.

آنها از نحوه برخورد او با شرایط دشوار تحسین کردند.

exemplariness in education leads to better learning outcomes.

الگو بودن در آموزش منجر به نتایج یادگیری بهتر می شود.

he is known for his exemplariness in community service.

او به خاطر الگوی رفتارش در خدمات اجتماعی شناخته شده است.

exemplariness can be cultivated through practice and dedication.

می توان الگو بودن را از طریق تمرین و تعهد پرورش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید