exodes

[ایالات متحده]/ˈɛksəʊdiːz/
[بریتانیا]/ˈɛksoʊdiz/

ترجمه

n. نمایش کمدی که پس از یک درام رومی اجرا می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

mass exodes

گسترش های جمعی

forced exodes

گسترش های اجباری

human exodes

گسترش های انسانی

refugee exodes

گسترش های آوارگان

rapid exodes

گسترش های سریع

climate exodes

گسترش های آب و هوایی

economic exodes

گسترش های اقتصادی

internal exodes

گسترش های داخلی

regional exodes

گسترش های منطقه ای

illegal exodes

گسترش های غیرقانونی

جملات نمونه

many people experienced exodes during the war.

بسیاری از مردم در طول جنگ آوارگی را تجربه کردند.

the exodes of refugees increased dramatically last year.

آوارگی پناهندگان سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافت.

exodes can have significant impacts on local economies.

آوارگی می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر اقتصادهای محلی داشته باشد.

governments often struggle to manage large exodes.

دولت‌ها اغلب برای مدیریت آوارگی‌های بزرگ تلاش می‌کنند.

climate change has led to new patterns of exodes.

تغییرات آب و هوایی منجر به الگوهای جدید آوارگی شده است.

understanding the reasons behind exodes is crucial.

درک دلایل آوارگی بسیار مهم است.

exodes can create challenges for host communities.

آوارگی می‌تواند چالش‌هایی را برای جوامع میزبان ایجاد کند.

the study focused on the social effects of exodes.

این مطالعه بر اثرات اجتماعی آوارگی تمرکز داشت.

exodes often result in cultural exchanges between groups.

آوارگی اغلب منجر به تبادل فرهنگی بین گروه‌ها می‌شود.

policy responses to exodes vary from country to country.

پاسخ‌های سیاستی به آوارگی از کشور به کشور متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید