expending

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛndɪŋ/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از expend; استفاده کردن (پول و غیره) برای چیزی; مصرف کردن; خسته کردن

عبارات و ترکیب‌ها

expending resources

هزینه کردن منابع

expending energy

هزینه کردن انرژی

expending effort

هزینه کردن تلاش

expending funds

هزینه کردن بودجه

expending time

هزینه کردن زمان

expending capital

هزینه کردن سرمایه

expending manpower

هزینه کردن نیروی انسانی

expending resources wisely

هزینه کردن منابع به طور عاقلانه

expending financial resources

هزینه کردن منابع مالی

expending additional resources

هزینه کردن منابع اضافی

جملات نمونه

he is expending a lot of energy on this project.

او مقدار زیادی انرژی را صرف این پروژه می‌کند.

they are expending resources to improve the infrastructure.

آنها در حال صرف منابع برای بهبود زیرساخت هستند.

we should avoid expending too much time on trivial matters.

ما باید از صرف وقت زیاد برای مسائل جزئی خودداری کنیم.

expending effort in teamwork often leads to better results.

صرف تلاش در کار تیمی اغلب منجر به نتایج بهتر می‌شود.

she is expending her talent in various creative fields.

او استعداد خود را در زمینه‌های خلاقانه مختلف صرف می‌کند.

expending funds wisely can benefit the entire organization.

صرف بودجه به طور عاقلانه می‌تواند به نفع کل سازمان باشد.

he is expending his influence to promote the new initiative.

او از نفوذ خود برای ترویج طرح جدید استفاده می‌کند.

expending enthusiasm in learning can lead to greater knowledge.

صرف اشتیاق در یادگیری می‌تواند منجر به دانش بیشتر شود.

they are expending their efforts to tackle climate change.

آنها در حال صرف تلاش خود برای مقابله با تغییرات آب و هوایی هستند.

expending time on self-improvement is always worthwhile.

صرف وقت برای خودسازی همیشه ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید