expertness

[ایالات متحده]/ˈɛkspɜːtnəs/
[بریتانیا]/ˈɛkspɜrtˌnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت داشتن سطح بالایی از مهارت یا دانش در یک حوزه خاص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high expertness

مهارت بالا

demonstrate expertness

نشان دادن مهارت

expertness in action

مهارت در عمل

proven expertness

مهارت اثبات شده

expertness level

سطح مهارت

expertness assessment

ارزیابی مهارت

expertness required

مهارت مورد نیاز

expertness evaluation

ارزیابی مهارت

expertness matters

مهارت مهم است

expertness training

آموزش مهارت

جملات نمونه

his expertness in the field is widely recognized.

مهارت او در این زمینه به طور گسترده شناخته شده است.

she demonstrated her expertness during the presentation.

او مهارت خود را در طول ارائه نشان داد.

expertness in negotiation can lead to better deals.

مهارت در مذاکره می تواند منجر به معاملات بهتر شود.

the team's expertness was evident in their performance.

مهارت تیم در عملکرد آنها آشکار بود.

her expertness in coding makes her a valuable asset.

مهارت او در برنامه نویسی او را به یک دارایی ارزشمند تبدیل می کند.

we need someone with expertness in project management.

ما به کسی با مهارت در مدیریت پروژه نیاز داریم.

his expertness allows him to solve complex problems quickly.

مهارت او به او اجازه می دهد تا به سرعت مشکلات پیچیده را حل کند.

expertness in this industry is crucial for success.

مهارت در این صنعت برای موفقیت بسیار مهم است.

the chef's expertness was clear in each dish served.

مهارت آشپز در هر غذایی که سرو می شد آشکار بود.

we should seek his expertness for this project.

ما باید برای این پروژه به دنبال مهارت او باشیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید