bomb explodes
انفجار بمب
star explodes
ستاره منفجر میشود
car explodes
ماشین منفجر میشود
building explodes
ساختمان منفجر میشود
device explodes
دستگاه منفجر میشود
firework explodes
بادکنک انفجاری منفجر میشود
pressure explodes
فشار منفجر میشود
gas explodes
گاز منفجر میشود
volcano explodes
آتشفشان منفجر میشود
balloon explodes
بادکنک منفجر میشود
the balloon explodes when it is overinflated.
هنگامی که باد آن بیش از حد پر شود، بالن منفجر می شود.
the volcano explodes, covering the area in ash.
آتشفشان فوران می کند و منطقه را با خاکستر می پوشاند.
when the soda bottle is shaken, it explodes with foam.
وقتی بطری نوشابه تکان داده می شود، با کف منفجر می شود.
his temper explodes when he is frustrated.
وقتی او ناامید است، او عصبانی می شود.
the fireworks explode in a beautiful display.
آتش بازی ها در یک نمایش زیبا منفجر می شوند.
the bomb explodes, causing widespread damage.
بمب منفجر می شود و خسارات گسترده ای ایجاد می کند.
the debate explodes into a heated argument.
بحث به یک بحث داغ تبدیل می شود.
her excitement explodes when she hears the news.
وقتی خبر را می شنود، هیجان او فوران می کند.
the engine explodes due to a mechanical failure.
به دلیل نقص فنی، موتور منفجر می شود.
the population explodes in urban areas.
جمعیت در مناطق شهری به سرعت افزایش می یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید