explodes

[ایالات متحده]/ɪkˈspləʊdz/
[بریتانیا]/ɪkˈsploʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث می‌شود) با صدای بلند بترکد؛ به طور ناگهانی بسیار فعال یا پر از احساس شود؛ به سرنگونی یا رد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bomb explodes

انفجار بمب

star explodes

ستاره منفجر می‌شود

car explodes

ماشین منفجر می‌شود

building explodes

ساختمان منفجر می‌شود

device explodes

دستگاه منفجر می‌شود

firework explodes

بادکنک انفجاری منفجر می‌شود

pressure explodes

فشار منفجر می‌شود

gas explodes

گاز منفجر می‌شود

volcano explodes

آتشفشان منفجر می‌شود

balloon explodes

بادکنک منفجر می‌شود

جملات نمونه

the balloon explodes when it is overinflated.

هنگامی که باد آن بیش از حد پر شود، بالن منفجر می شود.

the volcano explodes, covering the area in ash.

آتشفشان فوران می کند و منطقه را با خاکستر می پوشاند.

when the soda bottle is shaken, it explodes with foam.

وقتی بطری نوشابه تکان داده می شود، با کف منفجر می شود.

his temper explodes when he is frustrated.

وقتی او ناامید است، او عصبانی می شود.

the fireworks explode in a beautiful display.

آتش بازی ها در یک نمایش زیبا منفجر می شوند.

the bomb explodes, causing widespread damage.

بمب منفجر می شود و خسارات گسترده ای ایجاد می کند.

the debate explodes into a heated argument.

بحث به یک بحث داغ تبدیل می شود.

her excitement explodes when she hears the news.

وقتی خبر را می شنود، هیجان او فوران می کند.

the engine explodes due to a mechanical failure.

به دلیل نقص فنی، موتور منفجر می شود.

the population explodes in urban areas.

جمعیت در مناطق شهری به سرعت افزایش می یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید