detonates

[ایالات متحده]/ˈdɛtəneɪts/
[بریتانیا]/ˈdɛtəneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) منفجر شدن؛ باعث انفجار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

bomb detonates

انفجار بمب

device detonates

انفجار دستگاه

explosive detonates

انفجار مواد منفجره

mine detonates

انفجار مین

grenade detonates

انفجار دست‌نوش

trigger detonates

انفجار ماشه

charge detonates

انفجار بار

rocket detonates

انفجار موشک

bombshell detonates

انفجار بمب‌افکن

nuclear detonates

انفجار هسته‌ای

جملات نمونه

the bomb detonates at midnight.

بمب در نیمه‌شب منفجر می‌شود.

the fireworks detonates with a loud bang.

دود آتش‌بازی با صدای بلند منفجر می‌شود.

the device detonates upon impact.

دستگاه با برخورد منفجر می‌شود.

the rocket detonates in the atmosphere.

راکت در جو انفجار می‌کند.

the grenade detonates after a five-second delay.

دستگاه پرتابی پس از تأخیر پنج ثانیه‌ای منفجر می‌شود.

he accidentally detonates the firecracker.

او به طور تصادفی آتش‌بازی را منفجر می‌کند.

the explosion detonates the nearby structures.

انفجار سازه‌های نزدیک را منفجر می‌کند.

the demolition team detonates the old building.

تیم تخریب ساختمان قدیمی را منفجر می‌کند.

she detonates the charges to clear the path.

او بارها را منفجر می‌کند تا مسیر را باز کند.

the countdown reaches zero, and the missile detonates.

شمارش معکوس به صفر می‌رسد و موشک منفجر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید