exsiccated

[ایالات متحده]/ˈɛksɪkeɪt/
[بریتانیا]/ˈɛksɪˌkeɪt/

ترجمه

vt. رطوبت را از بین بردن؛ خشک کردن؛ دهیدراته کردن؛ آب را از دست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

exsiccate food

خشک کردن غذا

exsiccate herbs

خشک کردن گیاهان دارویی

exsiccate fruit

خشک کردن میوه

exsiccate meat

خشک کردن گوشت

exsiccate vegetables

خشک کردن سبزیجات

exsiccate samples

خشک کردن نمونه‌ها

exsiccate clay

خشک کردن خاک رس

exsiccate materials

خشک کردن مواد

exsiccate soil

خشک کردن خاک

exsiccate leaves

خشک کردن برگ‌ها

جملات نمونه

the sun can exsiccate the soil quickly during the summer.

در طول تابستان، خورشید می‌تواند خاک را به سرعت خشک کند.

exsiccate the herbs before storing them to preserve their flavor.

قبل از نگهداری، گیاهان دارویی را خشک کنید تا طعم آن‌ها حفظ شود.

it's important not to exsiccate the plants by overexposing them to heat.

مهم است که گیاهان را با قرار دادن بیش از حد در معرض گرما، خشک نکنید.

to prepare the samples, we need to exsiccate them thoroughly.

برای آماده‌سازی نمونه‌ها، باید آن‌ها را به طور کامل خشک کنیم.

exsiccate the fruit before making the jam for better preservation.

قبل از تهیه مربا، میوه ها را خشک کنید تا بهتر حفظ شوند.

exsiccate the wet paper to avoid mold growth.

برای جلوگیری از رشد کپک، کاغذ خیس را خشک کنید.

they decided to exsiccate the wet clay for their pottery project.

آنها تصمیم گرفتند برای پروژه سفالگری خود خاک خیس را خشک کنند.

exsiccate the leaves before using them in the tea blend.

قبل از استفاده در ترکیب چای، برگ‌ها را خشک کنید.

we must exsiccate the samples to ensure accurate testing results.

ما باید نمونه‌ها را خشک کنیم تا نتایج آزمایش دقیق باشند.

exsiccate the ingredients properly to enhance the dish's flavor.

برای افزایش طعم غذا، مواد لازم را به درستی خشک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید