extensors

[ایالات متحده]/ɪkˈstɛnsə/
[بریتانیا]/ɪkˈstɛnsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای که اندامی یا قسمتی از بدن را کشیده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

extensor muscle

عضله باز کننده

extensor tendon

تاندون باز کننده

extensor reflex

رفلکس باز کننده

extensor carpi

باز کننده مچ دست

extensor digitorum

باز کننده انگشتان

extensor pollicis

باز کننده شست

extensor mechanism

مکانیسم باز کننده

extensor hallucis

باز کننده انگشت شست پا

extensor compartment

فضای باز کننده

extensor function

عملکرد باز کننده

جملات نمونه

the extensor muscles help in straightening the limbs.

عضلات اکستنشنر به صاف کردن اندام‌ها کمک می‌کنند.

he injured his extensor tendon while playing sports.

او در حین ورزش کردن، تاندون اکستنشنر خود را آسیب دید.

the extensor digitorum is essential for finger movement.

اکستنشنر دیجیتوروم برای حرکت انگشتان ضروری است.

rehabilitation focuses on strengthening the extensor muscles.

توانبخشی بر تقویت عضلات اکستنشنر تمرکز دارد.

extensor injuries can be quite painful and limiting.

آسیب‌های اکستنشنر می‌توانند بسیار دردناک و محدود کننده باشند.

she felt a strain in her extensor during the workout.

او در حین تمرین، احساس کشیدگی در اکستنشنر خود کرد.

proper warm-up can prevent extensor injuries.

گرم کردن مناسب می‌تواند از آسیب‌های اکستنشنر جلوگیری کند.

the doctor examined the extensor function of his arm.

پزشک عملکرد اکستنشنر بازوی او را معاینه کرد.

extensor reflexes are important for balance and coordination.

رفلکس‌های اکستنشنر برای حفظ تعادل و هماهنگی مهم هستند.

strengthening the extensor muscles can improve athletic performance.

تقویت عضلات اکستنشنر می‌تواند عملکرد ورزشی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید