extenuated circumstances
شرایط کاهنده
extenuated responsibility
مسئولیت کاهنده
extenuated factors
عوامل کاهنده
extenuated situation
وضعیت کاهنده
extenuated blame
سرزنش کاهنده
extenuated guilt
گناه کاهنده
extenuated motives
انگیزههای کاهنده
extenuated evidence
شواهد کاهنده
extenuated claims
ادعاهای کاهنده
extenuated actions
اقدامات کاهنده
his actions were extenuated by the circumstances.
اقدامات او با توجه به شرایط، توجیه میشد.
the judge extenuated her sentence due to her young age.
قاضی به دلیل سن کم او، مجازات او را توجیه کرد.
they argued that the difficult upbringing extenuated his behavior.
آنها استدلال کردند که تربیت دشوار، رفتار او را توجیه میکرد.
extenuated by his illness, he missed the meeting.
به دلیل بیماریاش، او که دچار بیماری بود، از جلسه غایب بود.
her apology was extenuated by her genuine remorse.
ببخشیدیدگی او به دلیل پشیمانی واقعیاش توجیه میشد.
the lawyer sought to extenuate the charges against his client.
وکیل به دنبال توجیه اتهامات علیه موکلش بود.
his late arrival was extenuated by heavy traffic.
تأخیر او به دلیل ترافیک سنگین توجیه میشد.
the committee extenuated the rules for the special event.
کمیته قوانین را برای رویداد ویژه توجیه کرد.
she hoped her hard work would extenuate her previous mistakes.
امید داشت که تلاشهایش اشتباهات قبلی او را توجیه کند.
extenuated by the weather, the event was rescheduled.
به دلیل شرایط آب و هوایی، رویداد مجدداً زمانبندی شد.
extenuated circumstances
شرایط کاهنده
extenuated responsibility
مسئولیت کاهنده
extenuated factors
عوامل کاهنده
extenuated situation
وضعیت کاهنده
extenuated blame
سرزنش کاهنده
extenuated guilt
گناه کاهنده
extenuated motives
انگیزههای کاهنده
extenuated evidence
شواهد کاهنده
extenuated claims
ادعاهای کاهنده
extenuated actions
اقدامات کاهنده
his actions were extenuated by the circumstances.
اقدامات او با توجه به شرایط، توجیه میشد.
the judge extenuated her sentence due to her young age.
قاضی به دلیل سن کم او، مجازات او را توجیه کرد.
they argued that the difficult upbringing extenuated his behavior.
آنها استدلال کردند که تربیت دشوار، رفتار او را توجیه میکرد.
extenuated by his illness, he missed the meeting.
به دلیل بیماریاش، او که دچار بیماری بود، از جلسه غایب بود.
her apology was extenuated by her genuine remorse.
ببخشیدیدگی او به دلیل پشیمانی واقعیاش توجیه میشد.
the lawyer sought to extenuate the charges against his client.
وکیل به دنبال توجیه اتهامات علیه موکلش بود.
his late arrival was extenuated by heavy traffic.
تأخیر او به دلیل ترافیک سنگین توجیه میشد.
the committee extenuated the rules for the special event.
کمیته قوانین را برای رویداد ویژه توجیه کرد.
she hoped her hard work would extenuate her previous mistakes.
امید داشت که تلاشهایش اشتباهات قبلی او را توجیه کند.
extenuated by the weather, the event was rescheduled.
به دلیل شرایط آب و هوایی، رویداد مجدداً زمانبندی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید