extradites

[ایالات متحده]/ˈɛkstrədaɪts/
[بریتانیا]/ˈɛkstrədaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استرداد\nv. بازگرداندن کسی به کشور خود برای محاکمه

عبارات و ترکیب‌ها

extradites suspects

تحویل متهمان

extradites criminals

تحویل مجرمان

extradites offenders

تحویل متخلفین

extradites fugitives

تحویل فراری‌ها

extradites individuals

تحویل افراد

extradites detainees

تحویل بازداشت‌شدگان

extradites targets

تحویل اهداف

extradites partners

تحویل شرکا

extradites allies

تحویل متحدین

extradites agents

تحویل ماموران

جملات نمونه

the country extradites criminals to ensure justice is served.

کشور مجرمان را برای اطمینان از اجرای عدالت استرداد می‌کند.

they extradite fugitives who have committed serious offenses.

آنها متهمانی که مرتکب جرایم جدی شده‌اند را استرداد می‌کنند.

the government plans to extradite the suspect to face trial.

دولت قصد دارد مظنون را برای محاکمه استرداد کند.

extradites can sometimes take years to finalize.

استردادها گاهی اوقات ممکن است سال‌ها طول بکشد تا نهایی شود.

international agreements often facilitate how a country extradites.

توافقات بین‌المللی اغلب نحوه استرداد کشور را تسهیل می‌کنند.

the court ruled that he should be extradited to his home country.

دادگاه حکم کرد که او باید به کشورش استرداد شود.

extradites are usually handled through diplomatic channels.

استردادها معمولاً از طریق کانال‌های دیپلماتیک انجام می‌شود.

many countries have laws that dictate how they extradite individuals.

بسیاری از کشورها قوانینی دارند که نحوه استرداد افراد را تعیین می‌کنند.

he was extradited after a lengthy legal battle.

او پس از یک مبارزه حقوقی طولانی استرداد شد.

extradites can be a complicated process involving multiple jurisdictions.

استردادها می‌توانند یک فرآیند پیچیده با دامنه‌های قضایی متعدد باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید