ey

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چشم؛ بینایی؛ نگاه؛ نظارت.
Word Forms
جمعeys

عبارات و ترکیب‌ها

Hey

هی

Hey there

سلام

Hey buddy

سلام رفیق

Hey you

سلام تو

Oh hey

اوه سلام

Hey guys

سلام بچه‌ها

جملات نمونه

to give someone the evil eye

چشم بد زدن

to keep an eye on something

بررسی کردن

to catch someone's eye

جلب توجه کردن

to turn a blind eye to something

نادیده گرفتن

to have an eagle eye

بینایی قوی داشتن

to have stars in one's eyes

چشمک زدن

to see eye to eye with someone

با کسی موافق بودن

to be the apple of someone's eye

عشقی برای کسی بودن

to have a twinkle in one's eye

درخشش در چشمان داشتن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید