eyeballed

[ایالات متحده]/ˈaɪbɔːld/
[بریتانیا]/ˈaɪbɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی از eyeball؛ به صورت رو در رو با کسی مواجه شدن؛ به کسی یا چیزی خیره شدن

عبارات و ترکیب‌ها

eyeballed the situation

ارزیابی وضعیت

eyeballed the competition

ارزیابی رقابت

eyeballed the options

ارزیابی گزینه ها

eyeballed the crowd

ارزیابی جمعیت

eyeballed the results

ارزیابی نتایج

eyeballed the project

ارزیابی پروژه

eyeballed the details

ارزیابی جزئیات

eyeballed the deadline

ارزیابی مهلت

eyeballed the layout

ارزیابی طرح

eyeballed the changes

ارزیابی تغییرات

جملات نمونه

he eyeballed the competition before making his decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، رقابت را بررسی کرد.

she eyeballed the recipe to see if she had all the ingredients.

او دستور العمل را بررسی کرد تا ببیند آیا تمام مواد لازم را دارد یا خیر.

the teacher eyeballed the students to see who was paying attention.

معلم دانش‌آموزان را بررسی کرد تا ببیند چه کسی توجه می‌کرد.

he eyeballed the clock, worried he might be late.

او به ساعت نگاه کرد و نگران بود که دیر برسد.

she eyeballed the dress, considering whether to buy it.

او به لباس نگاه کرد و در نظر گرفت که آیا آن را بخرد یا خیر.

the chef eyeballed the portions to ensure everyone got enough food.

سرآشپز سهم‌ها را بررسی کرد تا مطمئن شود همه غذای کافی دارند.

he eyeballed the crowd, looking for his friend.

او جمعیت را بررسی کرد تا دوستش را پیدا کند.

she eyeballed the map to find the quickest route.

او نقشه را بررسی کرد تا سریع‌ترین مسیر را پیدا کند.

they eyeballed the new car in the showroom.

آنها ماشین جدید را در نمایشگاه بررسی کردند.

he eyeballed his budget before making the purchase.

او قبل از خرید، بودجه خود را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید