closed eyelids
پلکهای بسته
opening eyelids
باز شدن پلکها
heavy eyelids
پلکهای سنگین
protecting eyelids
محافظت از پلکها
drooping eyelids
پلکهای آویزان
my eyelids
پلکهای من
their eyelids
پلکهای آنها
blinking eyelids
چشمک زدن پلکها
tired eyelids
پلکهای خسته
raised eyelids
پلکهای بالا رفته
she blinked her eyelids rapidly, trying to hold back tears.
او پلکهایش را به سرعت میزد و سعی میکرد از جاری شدن اشکها جلوگیری کند.
his eyelids drooped with exhaustion after a long day.
پلکهایش از خستگی آویزان بودند بعد از یک روز طولانی.
the doctor examined her eyelids for any signs of swelling.
پزشک پلکهای او را برای هر گونه علائم تورم معاینه کرد.
he gently closed his eyelids, drifting off to sleep.
او به آرامی چشمانش را بست و به خواب رفت.
she applied eye drops to soothe her irritated eyelids.
او قطرههای چشم را برای تسکین پلکهای تحریکشدهاش استفاده کرد.
the bright sunlight made him squint and raise his eyelids.
نور خورشید روشن باعث شد او چشمک بزند و پلکهایش را بالا بیاورد.
he had surgery to lift his eyelids and reduce sagging skin.
او عمل جراحی انجام داد تا پلکهایش را بالا بیاورد و پوست آویزان را کاهش دهد.
she carefully applied eyeliner to accentuate her eyelids.
او با دقت خط چشم را برای برجسته کردن پلکهایش استفاده کرد.
the wind stung his eyes, and he squeezed his eyelids shut.
باد به چشمانش برخورد کرد و او چشمانش را بست.
her eyelids fluttered open, revealing bright blue eyes.
پلکهایش باز شدند و چشمان آبی روشن را نشان دادند.
he massaged his eyelids to relieve tension and eye strain.
او پلکهایش را ماساژ داد تا تنش و خستگی چشم را از بین ببرد.
closed eyelids
پلکهای بسته
opening eyelids
باز شدن پلکها
heavy eyelids
پلکهای سنگین
protecting eyelids
محافظت از پلکها
drooping eyelids
پلکهای آویزان
my eyelids
پلکهای من
their eyelids
پلکهای آنها
blinking eyelids
چشمک زدن پلکها
tired eyelids
پلکهای خسته
raised eyelids
پلکهای بالا رفته
she blinked her eyelids rapidly, trying to hold back tears.
او پلکهایش را به سرعت میزد و سعی میکرد از جاری شدن اشکها جلوگیری کند.
his eyelids drooped with exhaustion after a long day.
پلکهایش از خستگی آویزان بودند بعد از یک روز طولانی.
the doctor examined her eyelids for any signs of swelling.
پزشک پلکهای او را برای هر گونه علائم تورم معاینه کرد.
he gently closed his eyelids, drifting off to sleep.
او به آرامی چشمانش را بست و به خواب رفت.
she applied eye drops to soothe her irritated eyelids.
او قطرههای چشم را برای تسکین پلکهای تحریکشدهاش استفاده کرد.
the bright sunlight made him squint and raise his eyelids.
نور خورشید روشن باعث شد او چشمک بزند و پلکهایش را بالا بیاورد.
he had surgery to lift his eyelids and reduce sagging skin.
او عمل جراحی انجام داد تا پلکهایش را بالا بیاورد و پوست آویزان را کاهش دهد.
she carefully applied eyeliner to accentuate her eyelids.
او با دقت خط چشم را برای برجسته کردن پلکهایش استفاده کرد.
the wind stung his eyes, and he squeezed his eyelids shut.
باد به چشمانش برخورد کرد و او چشمانش را بست.
her eyelids fluttered open, revealing bright blue eyes.
پلکهایش باز شدند و چشمان آبی روشن را نشان دادند.
he massaged his eyelids to relieve tension and eye strain.
او پلکهایش را ماساژ داد تا تنش و خستگی چشم را از بین ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید