eyeshot

[ایالات متحده]/ˈaɪʃɒt/
[بریتانیا]/ˈaɪʃɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دامنه دید؛ فاصله‌ای که در آن چیزی قابل مشاهده است
Word Forms
جمعeyeshots

عبارات و ترکیب‌ها

in eyeshot

در محدوده دید

out of eyeshot

خارج از محدوده دید

within eyeshot

درون محدوده دید

beyond eyeshot

فراتر از محدوده دید

keep in eyeshot

در محدوده دید نگه داشتن

come into eyeshot

وارد محدوده دید شدن

stay in eyeshot

در محدوده دید باقی ماندن

clear of eyeshot

خارج از دید

line of eyeshot

خط دید

جملات نمونه

she was always within my eyeshot during the meeting.

او همیشه در طول جلسه در محدوده دید من بود.

the dog ran off, but i kept it in my eyeshot.

سگ فرار کرد، اما من آن را در محدوده دید خود نگه داشتم.

he spoke softly, ensuring no one else was in eyeshot.

او با لحنی آرام صحبت کرد و اطمینان حاصل کرد که هیچ کس دیگری در محدوده دید نباشد.

make sure the children stay in eyeshot while playing outside.

مطمئن شوید که کودکان در حین بازی در فضای باز در محدوده دید شما باشند.

from my position, i could see the whole park in eyeshot.

از موقعیت من، می‌توانستم کل پارک را در محدوده دید ببینم.

keep your valuables in eyeshot to avoid theft.

برای جلوگیری از سرقت، اشیاء قیمتی خود را در محدوده دید خود نگه دارید.

he waved at me from a distance, but he was still in my eyeshot.

او از راه دور دست تکان داد، اما هنوز در محدوده دید من بود.

she always wants to be in eyeshot of her friends.

او همیشه می‌خواهد در محدوده دید دوستانش باشد.

during the hike, we made sure everyone was in eyeshot.

در طول پیاده‌روی، مطمئن شدیم که همه در محدوده دید ما باشند.

the teacher kept the students in her eyeshot to maintain order.

معلم دانش‌آموزان را در محدوده دید خود نگه داشت تا نظم را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید