| جمع | eyeshots |
in eyeshot
در محدوده دید
out of eyeshot
خارج از محدوده دید
within eyeshot
درون محدوده دید
beyond eyeshot
فراتر از محدوده دید
keep in eyeshot
در محدوده دید نگه داشتن
come into eyeshot
وارد محدوده دید شدن
stay in eyeshot
در محدوده دید باقی ماندن
clear of eyeshot
خارج از دید
line of eyeshot
خط دید
she was always within my eyeshot during the meeting.
او همیشه در طول جلسه در محدوده دید من بود.
the dog ran off, but i kept it in my eyeshot.
سگ فرار کرد، اما من آن را در محدوده دید خود نگه داشتم.
he spoke softly, ensuring no one else was in eyeshot.
او با لحنی آرام صحبت کرد و اطمینان حاصل کرد که هیچ کس دیگری در محدوده دید نباشد.
make sure the children stay in eyeshot while playing outside.
مطمئن شوید که کودکان در حین بازی در فضای باز در محدوده دید شما باشند.
from my position, i could see the whole park in eyeshot.
از موقعیت من، میتوانستم کل پارک را در محدوده دید ببینم.
keep your valuables in eyeshot to avoid theft.
برای جلوگیری از سرقت، اشیاء قیمتی خود را در محدوده دید خود نگه دارید.
he waved at me from a distance, but he was still in my eyeshot.
او از راه دور دست تکان داد، اما هنوز در محدوده دید من بود.
she always wants to be in eyeshot of her friends.
او همیشه میخواهد در محدوده دید دوستانش باشد.
during the hike, we made sure everyone was in eyeshot.
در طول پیادهروی، مطمئن شدیم که همه در محدوده دید ما باشند.
the teacher kept the students in her eyeshot to maintain order.
معلم دانشآموزان را در محدوده دید خود نگه داشت تا نظم را حفظ کند.
in eyeshot
در محدوده دید
out of eyeshot
خارج از محدوده دید
within eyeshot
درون محدوده دید
beyond eyeshot
فراتر از محدوده دید
keep in eyeshot
در محدوده دید نگه داشتن
come into eyeshot
وارد محدوده دید شدن
stay in eyeshot
در محدوده دید باقی ماندن
clear of eyeshot
خارج از دید
line of eyeshot
خط دید
she was always within my eyeshot during the meeting.
او همیشه در طول جلسه در محدوده دید من بود.
the dog ran off, but i kept it in my eyeshot.
سگ فرار کرد، اما من آن را در محدوده دید خود نگه داشتم.
he spoke softly, ensuring no one else was in eyeshot.
او با لحنی آرام صحبت کرد و اطمینان حاصل کرد که هیچ کس دیگری در محدوده دید نباشد.
make sure the children stay in eyeshot while playing outside.
مطمئن شوید که کودکان در حین بازی در فضای باز در محدوده دید شما باشند.
from my position, i could see the whole park in eyeshot.
از موقعیت من، میتوانستم کل پارک را در محدوده دید ببینم.
keep your valuables in eyeshot to avoid theft.
برای جلوگیری از سرقت، اشیاء قیمتی خود را در محدوده دید خود نگه دارید.
he waved at me from a distance, but he was still in my eyeshot.
او از راه دور دست تکان داد، اما هنوز در محدوده دید من بود.
she always wants to be in eyeshot of her friends.
او همیشه میخواهد در محدوده دید دوستانش باشد.
during the hike, we made sure everyone was in eyeshot.
در طول پیادهروی، مطمئن شدیم که همه در محدوده دید ما باشند.
the teacher kept the students in her eyeshot to maintain order.
معلم دانشآموزان را در محدوده دید خود نگه داشت تا نظم را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید