facias

[ایالات متحده]/ˈfeɪʃə/
[بریتانیا]/ˈfeɪʃə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بریتانیا) داشبورد; تابلو علامت (معادل با فاسیا); (بریتانیا) داشبورد; تابلو علامت (معادل با فاسیا)

عبارات و ترکیب‌ها

facial fascia

فاصله صورت

facia treatment

درمان فاشیا

facia design

طراحی فاشیا

facia therapy

درمان‌ فاشیا

facia release

آزادی فاشیا

facia pain

درد فاشیا

facia structure

ساختار فاشیا

facia exercise

تمرین فاشیا

facia injury

آسیب فاشیا

facia function

عملکرد فاشیا

جملات نمونه

the building's facia was beautifully designed.

نمای ساختمان به زیبایی طراحی شده بود.

they installed a new facia on the car.

آنها یک نمای جدید روی ماشین نصب کردند.

the facia of the house needs repainting.

نمای خانه نیاز به رنگ آمیزی مجدد دارد.

he admired the facia of the historic building.

او نمای ساختمان تاریخی را تحسین کرد.

the shop's facia caught the attention of passersby.

نمای مغازه توجه رهگذران را جلب کرد.

they are planning to change the facia design.

آنها قصد دارند طرح نمای را تغییر دهند.

the facia board protects the roof from weather damage.

صفحه نمای از سقف در برابر آسیب آب و هوا محافظت می کند.

a well-maintained facia enhances the property's value.

یک نمای به خوبی نگهداری شده ارزش ملک را افزایش می دهد.

the facia lights provide great visibility at night.

چراغ های نمای دید خوبی در شب فراهم می کنند.

she chose a modern facia for her new home.

او یک نمای مدرن برای خانه جدیدش انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید