facies

[ایالات متحده]/ˈfeɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈfeɪsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ویژگی ظاهری یا حالت فردی که از یک بیماری خاص رنج می‌برد)؛ حالت صورت یا ظاهر

عبارات و ترکیب‌ها

facies model

مدل رخنمون

facies analysis

تجزیه و تحلیل رخنمون

facies change

تغییر رخنمون

facies mapping

نقشه برداری رخنمون

facies interpretation

تفسیر رخنمون

facies relationship

ارتباط رخنمون

facies succession

توالی رخنمون

facies distribution

توزیع رخنمون

facies type

نوع رخنمون

facies zone

منطقه رخنمون

جملات نمونه

facies can change due to environmental conditions.

شرایط محیطی می‌توانند باعث تغییر رخ‌نمایی شوند.

the geologist studied the facies of the rock layers.

زمین‌شناس رخ‌نمایی لایه‌های سنگ را مطالعه کرد.

different facies indicate different depositional environments.

رخ‌نمایی‌های مختلف نشان‌دهنده محیط‌های رسوبی متفاوت هستند.

facies analysis is crucial in sedimentology.

تجزیه و تحلیل رخ‌نمایی در رسیده‌شناسی بسیار مهم است.

he described the facies of the ancient seabed.

او رخ‌نمایی بستر دریایی باستانی را توصیف کرد.

the facies model helps predict resource locations.

مدل رخ‌نمایی به پیش‌بینی مکان منابع کمک می‌کند.

facies variations can reveal geological history.

تغییرات رخ‌نمایی می‌توانند تاریخ زمین‌شناسی را آشکار کنند.

she specializes in facies mapping for oil exploration.

او در نقشه‌برداری رخ‌نمایی برای اکتشاف نفت تخصص دارد.

understanding facies is essential for reservoir characterization.

درک رخ‌نمایی برای مشخص کردن مخزن ضروری است.

facies shifts often signal a change in paleoenvironment.

تغییرات رخ‌نمایی اغلب نشان‌دهنده تغییر در محیط باستان‌شناسی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید