facies model
مدل رخنمون
facies analysis
تجزیه و تحلیل رخنمون
facies change
تغییر رخنمون
facies mapping
نقشه برداری رخنمون
facies interpretation
تفسیر رخنمون
facies relationship
ارتباط رخنمون
facies succession
توالی رخنمون
facies distribution
توزیع رخنمون
facies type
نوع رخنمون
facies zone
منطقه رخنمون
facies can change due to environmental conditions.
شرایط محیطی میتوانند باعث تغییر رخنمایی شوند.
the geologist studied the facies of the rock layers.
زمینشناس رخنمایی لایههای سنگ را مطالعه کرد.
different facies indicate different depositional environments.
رخنماییهای مختلف نشاندهنده محیطهای رسوبی متفاوت هستند.
facies analysis is crucial in sedimentology.
تجزیه و تحلیل رخنمایی در رسیدهشناسی بسیار مهم است.
he described the facies of the ancient seabed.
او رخنمایی بستر دریایی باستانی را توصیف کرد.
the facies model helps predict resource locations.
مدل رخنمایی به پیشبینی مکان منابع کمک میکند.
facies variations can reveal geological history.
تغییرات رخنمایی میتوانند تاریخ زمینشناسی را آشکار کنند.
she specializes in facies mapping for oil exploration.
او در نقشهبرداری رخنمایی برای اکتشاف نفت تخصص دارد.
understanding facies is essential for reservoir characterization.
درک رخنمایی برای مشخص کردن مخزن ضروری است.
facies shifts often signal a change in paleoenvironment.
تغییرات رخنمایی اغلب نشاندهنده تغییر در محیط باستانشناسی هستند.
facies model
مدل رخنمون
facies analysis
تجزیه و تحلیل رخنمون
facies change
تغییر رخنمون
facies mapping
نقشه برداری رخنمون
facies interpretation
تفسیر رخنمون
facies relationship
ارتباط رخنمون
facies succession
توالی رخنمون
facies distribution
توزیع رخنمون
facies type
نوع رخنمون
facies zone
منطقه رخنمون
facies can change due to environmental conditions.
شرایط محیطی میتوانند باعث تغییر رخنمایی شوند.
the geologist studied the facies of the rock layers.
زمینشناس رخنمایی لایههای سنگ را مطالعه کرد.
different facies indicate different depositional environments.
رخنماییهای مختلف نشاندهنده محیطهای رسوبی متفاوت هستند.
facies analysis is crucial in sedimentology.
تجزیه و تحلیل رخنمایی در رسیدهشناسی بسیار مهم است.
he described the facies of the ancient seabed.
او رخنمایی بستر دریایی باستانی را توصیف کرد.
the facies model helps predict resource locations.
مدل رخنمایی به پیشبینی مکان منابع کمک میکند.
facies variations can reveal geological history.
تغییرات رخنمایی میتوانند تاریخ زمینشناسی را آشکار کنند.
she specializes in facies mapping for oil exploration.
او در نقشهبرداری رخنمایی برای اکتشاف نفت تخصص دارد.
understanding facies is essential for reservoir characterization.
درک رخنمایی برای مشخص کردن مخزن ضروری است.
facies shifts often signal a change in paleoenvironment.
تغییرات رخنمایی اغلب نشاندهنده تغییر در محیط باستانشناسی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید