facings

[ایالات متحده]/ˈfeɪsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfeɪsɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطوحی که چیزی را پوشش می‌دهند یا به آن رو می‌کنند، مانند پوشش‌های دیواری؛ تریم‌ها یا رویه‌ها بر روی لباس؛ سطوح یا پنل‌های تزئینی؛ نوارهای تزئینی یا قطعات کفش

عبارات و ترکیب‌ها

front facings

روکش‌های جلو

side facings

روکش‌های کناری

back facings

روکش‌های پشتی

interior facings

روکش‌های داخلی

outer facings

روکش‌های بیرونی

waist facings

روکش‌های کمر

armhole facings

روکش‌های سوراخ بازو

neckline facings

روکش‌های یقه

cut facings

روکش‌های برش خورده

stitched facings

روکش‌های دوخته شده

جملات نمونه

the store has multiple facings for popular products.

فروشگاه دارای چندین رویکرد برای محصولات محبوب است.

each shelf should have at least three facings of the same item.

هر قفسه باید حداقل سه رویکرد از یک محصول مشابه داشته باشد.

facings can affect the visibility of products in retail.

رویکردها می‌توانند بر دید محصول در خرده فروشی تأثیر بگذارند.

we need to increase the facings for our best-selling items.

ما باید رویکردهای محصولات پرفروش خود را افزایش دهیم.

proper facings can enhance customer engagement.

رویکردهای مناسب می‌توانند تعامل مشتری را افزایش دهند.

facings should be organized by category for easier shopping.

رویکردها باید بر اساس دسته بندی برای خرید آسان تر سازماندهی شوند.

more facings lead to higher sales for the brand.

رویکردهای بیشتر منجر به افزایش فروش برای برند می‌شود.

store layout impacts the number of facings available.

چیدمان فروشگاه بر تعداد رویکردهای موجود تأثیر می‌گذارد.

we decided to reduce facings for underperforming products.

ما تصمیم گرفتیم رویکردهای محصولات کم بازاریابی را کاهش دهیم.

facings should be rotated regularly to keep the display fresh.

رویکردها باید به طور منظم چرخیده شوند تا نمایشگر تازه بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید