facula

[ایالات متحده]/ˈfæk.jʊ.lə/
[بریتانیا]/ˈfæk.jə.lə/

ترجمه

n. نقطه روشن بر روی یک جسم آسمانی، به ویژه بر روی سطح خورشید؛ شکل جمع: faculae؛ نقاط روشن بر روی فتوکره خورشیدی؛ نقاط یا لکه‌های سفید
Word Forms
جمعfaculas

عبارات و ترکیب‌ها

bright facula

facula درخشان

dark facula

facula تیره

lunar facula

facula ماهي

facula region

منطقه facula

facula feature

ویژگی facula

facula analysis

تجزیه و تحلیل facula

facula observation

مشاهده facula

facula mapping

نقشه برداری facula

facula formation

تشکیل facula

facula study

مطالعه facula

جملات نمونه

scientists discovered a large facula on the surface of the moon.

دانشمندان یک فرکه بزرگ را بر روی سطح ماه کشف کردند.

the facula is brighter than the surrounding areas.

فرکه از مناطق اطراف روشن‌تر است.

many faculae can be observed during a solar eclipse.

بسیاری از فرکه ها را می توان در هنگام خورشید گرفتگی مشاهده کرد.

faculae are often associated with volcanic activity.

فرکه ها اغلب با فعالیت های آتشفشانی مرتبط هستند.

the facula is a key feature in lunar geology.

فرکه یک ویژگی کلیدی در زمین شناسی ماه است.

researchers are studying the formation of faculae.

محققان در حال مطالعه شکل گیری فرکه ها هستند.

faculae can help scientists understand planetary atmospheres.

فرکه ها می توانند به دانشمندان در درک جوهای سیاره ای کمک کنند.

they used telescopes to capture images of the facula.

آنها از تلسکوپ ها برای گرفتن تصاویر از فرکه استفاده کردند.

faculae vary in size and brightness across different planets.

فرکه ها از نظر اندازه و روشنایی در سیاره های مختلف متفاوت هستند.

the presence of a facula indicates geological activity.

حضور یک فرکه نشان دهنده فعالیت های زمین شناسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید