hit fadeaways
شوتهای فد آوی
practice fadeaways
تمرین شوتهای فد آوی
good fadeaways
شوتهای فد آوی خوب
attempted fadeaways
شوتهای فد آوی تلاش شده
his fadeaways
شوتهای فد آوی او
making fadeaways
در حال زدن شوتهای فد آوی
tough fadeaways
شوتهای فد آوی سخت
showed fadeaways
شوتهای فد آوی نمایش داده شده
perfect fadeaways
شوتهای فد آوی کامل
scoring fadeaways
شوتهای فد آوی گل زنی
lebron james is known for his ability to hit fadeaways.
لبرون جیمز به دلیل توانایی او در زدن فدیواوی معروف است.
the player practiced fadeaways relentlessly during training.
بازیکن به طور مداوم فدیواوی را در تمرینات خود تمرین کرد.
his signature move is a step-back fadeaway jumper.
حرکت مشخص او یک جumper فدیواوی با گام عقب است.
the defender struggled to contest his fadeaways.
دفاع کننده در مواجهه با فدیواویهای او دشواری داشت.
she perfected her fadeaways over years of practice.
او طی سالها تمرین فدیواویهای خود را کامل کرد.
the team emphasized practicing fadeaways in preparation for the game.
تیم تاکید داشت که فدیواویها را در آمادگی برای بازی تمرین کنند.
he drained a difficult fadeaway three-pointer.
او یک سهرخت فدیواوی دشوار را زد.
the coach encouraged players to incorporate fadeaways into their game.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا فدیواویها را در بازی خود اضافه کنند.
watching his fadeaways is a highlight of the season.
مشاهده فدیواویهای او یکی از نکات اصلی فصل است.
the crowd gasped as he released the fadeaway.
هنگامی که او فدیواوی را زد، جمع حاضر شوکه شد.
analyzing game film, they noticed his reliance on fadeaways.
با تحلیل فیلم بازی، آنها متوجه وابستگی او به فدیواویها شدند.
hit fadeaways
شوتهای فد آوی
practice fadeaways
تمرین شوتهای فد آوی
good fadeaways
شوتهای فد آوی خوب
attempted fadeaways
شوتهای فد آوی تلاش شده
his fadeaways
شوتهای فد آوی او
making fadeaways
در حال زدن شوتهای فد آوی
tough fadeaways
شوتهای فد آوی سخت
showed fadeaways
شوتهای فد آوی نمایش داده شده
perfect fadeaways
شوتهای فد آوی کامل
scoring fadeaways
شوتهای فد آوی گل زنی
lebron james is known for his ability to hit fadeaways.
لبرون جیمز به دلیل توانایی او در زدن فدیواوی معروف است.
the player practiced fadeaways relentlessly during training.
بازیکن به طور مداوم فدیواوی را در تمرینات خود تمرین کرد.
his signature move is a step-back fadeaway jumper.
حرکت مشخص او یک جumper فدیواوی با گام عقب است.
the defender struggled to contest his fadeaways.
دفاع کننده در مواجهه با فدیواویهای او دشواری داشت.
she perfected her fadeaways over years of practice.
او طی سالها تمرین فدیواویهای خود را کامل کرد.
the team emphasized practicing fadeaways in preparation for the game.
تیم تاکید داشت که فدیواویها را در آمادگی برای بازی تمرین کنند.
he drained a difficult fadeaway three-pointer.
او یک سهرخت فدیواوی دشوار را زد.
the coach encouraged players to incorporate fadeaways into their game.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا فدیواویها را در بازی خود اضافه کنند.
watching his fadeaways is a highlight of the season.
مشاهده فدیواویهای او یکی از نکات اصلی فصل است.
the crowd gasped as he released the fadeaway.
هنگامی که او فدیواوی را زد، جمع حاضر شوکه شد.
analyzing game film, they noticed his reliance on fadeaways.
با تحلیل فیلم بازی، آنها متوجه وابستگی او به فدیواویها شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید