fadeout

[ایالات متحده]/ˈfeɪdaʊt/
[بریتانیا]/ˈfeɪdaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناپدید شدن تدریجی؛ فرآیند محو شدن
Word Forms
جمعfadeouts

عبارات و ترکیب‌ها

fadeout effect

اثر محو

fadeout transition

انتقال محو

fadeout animation

انیمیشن محو

fadeout time

زمان محو

fadeout music

موسیقی محو

fadeout scene

صحنه محو

fadeout layer

لایه محو

fadeout duration

مدت زمان محو

fadeout color

رنگ محو

fadeout style

سبک محو

جملات نمونه

the music will fadeout at the end of the song.

موسیقی در پایان آهنگ به تدریج محو خواهد شد.

we need a fadeout effect for the video.

ما به یک جلوه محو برای ویدیو نیاز داریم.

as the lights dimmed, the scene began to fadeout.

همانطور که چراغ‌ها کم‌نور می‌شدند، صحنه شروع به محو شدن کرد.

the colors in the painting seem to fadeout over time.

به نظر می‌رسد رنگ‌ها در نقاشی با گذشت زمان محو می‌شوند.

make sure to add a fadeout transition between scenes.

مطمئن شوید که یک انتقال محو بین صحنه‌ها اضافه کنید.

the sound will gradually fadeout, creating a dramatic effect.

صدا به تدریج محو خواهد شد و جلوه‌ای دراماتیک ایجاد می‌کند.

he decided to fadeout from the social scene.

او تصمیم گرفت از صحنه اجتماعی دور شود.

the actor's performance will fadeout as the story concludes.

اجای بازیگر با پایان داستان کم‌رنگ خواهد شد.

they used a fadeout technique to enhance the film's climax.

آنها از یک تکنیک محو برای افزایش اوج فیلم استفاده کردند.

the image will fadeout slowly to black.

تصویر به آرامی به سمت سیاه محو خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید