faired well
عملکرد خوبی داشت
faired poorly
عملکرد ضعیفی داشت
faired better
عملکرد بهتری داشت
faired badly
عملکرد بدی داشت
faired out
خوب پیش رفت
faired off
خوب پیش رفت
faired in
درگیر شد
faired against
در برابر
faired towards
به سمت
faired together
با هم خوب بود
she faired well in the competition.
او در مسابقه عملکرد خوبی داشت.
he faired poorly on the exam.
او در امتحان عملکرد ضعیفی داشت.
they faired better than expected.
آنها بهتر از حد انتظار عمل کردند.
she faired excellently in her new job.
او در شغل جدیدش به خوبی عمل کرد.
we faired just fine on our trip.
ما در سفرمان کاملاً خوب بودیم.
he faired well despite the challenges.
او با وجود چالش ها عملکرد خوبی داشت.
how do you think she faired in the interview?
فکر میکنید او در مصاحبه چه عملکردی داشت؟
they faired well in the market this year.
آنها امسال در بازار عملکرد خوبی داشتند.
after the changes, the team faired much better.
پس از تغییرات، تیم عملکرد بسیار بهتری داشت.
faired well
عملکرد خوبی داشت
faired poorly
عملکرد ضعیفی داشت
faired better
عملکرد بهتری داشت
faired badly
عملکرد بدی داشت
faired out
خوب پیش رفت
faired off
خوب پیش رفت
faired in
درگیر شد
faired against
در برابر
faired towards
به سمت
faired together
با هم خوب بود
she faired well in the competition.
او در مسابقه عملکرد خوبی داشت.
he faired poorly on the exam.
او در امتحان عملکرد ضعیفی داشت.
they faired better than expected.
آنها بهتر از حد انتظار عمل کردند.
she faired excellently in her new job.
او در شغل جدیدش به خوبی عمل کرد.
we faired just fine on our trip.
ما در سفرمان کاملاً خوب بودیم.
he faired well despite the challenges.
او با وجود چالش ها عملکرد خوبی داشت.
how do you think she faired in the interview?
فکر میکنید او در مصاحبه چه عملکردی داشت؟
they faired well in the market this year.
آنها امسال در بازار عملکرد خوبی داشتند.
after the changes, the team faired much better.
پس از تغییرات، تیم عملکرد بسیار بهتری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید