fairlead

[ایالات متحده]/ˈfɛəliːd/
[بریتانیا]/ˈfɛrliːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازشو یا دستگاه برای هدایت یک طناب یا کابل
Word Forms
جمعfairleads

عبارات و ترکیب‌ها

fairlead block

بلوک سیم‌کش

fairlead angle

زاویه سیم‌کش

fairlead position

موقعیت سیم‌کش

fairlead system

سیستم سیم‌کش

fairlead guide

راهنمای سیم‌کش

fairlead fitting

اتصال سیم‌کش

fairlead rope

طناب سیم‌کش

fairlead roller

غلتک سیم‌کش

fairlead mount

نگهدارنده سیم‌کش

fairlead assembly

مونتاژ سیم‌کش

جملات نمونه

the fairlead helps guide the rope during the docking process.

طناب‌کش به هدایت طناب در طول فرآیند لنگر انداختن کمک می‌کند.

we installed a fairlead to prevent the anchor line from tangling.

ما یک طناب‌کش نصب کردیم تا از گره خوردن سیم لنگر جلوگیری کنیم.

make sure the fairlead is properly aligned with the winch.

مطمئن شوید که طناب‌کش به درستی با وینچ تراز شده است.

the fairlead is essential for smooth operation of the towing system.

طناب‌کش برای عملکرد روان سیستم یدک کشیدن ضروری است.

using a fairlead can reduce wear on the cable.

استفاده از طناب‌کش می‌تواند سایش کابل را کاهش دهد.

check the fairlead for any signs of damage before use.

قبل از استفاده، طناب‌کش را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

the boat's fairlead was replaced after the last trip.

طناب‌کش قایق پس از آخرین سفر تعویض شد.

proper installation of the fairlead is crucial for safety.

نصب مناسب طناب‌کش برای ایمنی بسیار مهم است.

he adjusted the fairlead to improve the line's angle.

او طناب‌کش را برای بهبود زاویه طناب تنظیم کرد.

the fairlead ensures that the line runs smoothly without friction.

طناب‌کش اطمینان می‌دهد که طناب بدون اصطکاک به طور روان حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید