| جمع | falloffs |
the store experienced a significant sales falloff during the pandemic.
فروشگاه در طول بیماری پاندمیک تجربهای کاهش قابل توجهی در فروش داشت.
researchers noticed a sharp falloff in user engagement after the algorithm change.
پژوهشگران پس از تغییر الگوریتم، کاهش ناگهانی در مشارکت کاربران را مشاهده کردند.
the company reported a gradual falloff in customer loyalty over the past year.
شرکت در طول سال گذشته کاهش تدریجی در وفاداری مشتریان را گزارش داد.
there's been a noticeable falloff in tourism during the off-season.
در فصل خارج از فصل گردشگری، کاهش قابل توجهی در گردشگری رخ داده است.
the team observed a performance falloff among employees working remotely.
تیم کاهش عملکرد را در میان کارکنانی که از راه دور کار میکنند، مشاهده کرد.
manufacturing has seen a falloff in production quality due to supply chain issues.
تولید به دلیل مشکلات زنجیره تأمین، کاهش کیفیت تولید را تجربه کرده است.
a sudden falloff in website traffic concerned the marketing department.
کاهش ناگهانی در ترافیک وبسایت نگرانی اداره بازاریابی را به همراه آورد.
the village experiences an annual falloff in population during winter months.
این روستا در ماههای زمستانی کاهش سالانهای در جمعیت را تجربه میکند.
experts predict a falloff in housing prices if interest rates continue rising.
کاهش قیمتهای مسکن را در صورت ادامه افزایش نرخ بهره پیشبینی میشود.
teachers reported a falloff in student attendance on fridays.
معلمان کاهش حضور دانشآموزان در پنجشنبهها را گزارش دادند.
the restaurant chain faced a falloff in reservations following the negative review.
این زنجیره رستورانها پس از نقد منفی، کاهش در درخواستهای رزرو را تجربه کرد.
we expect a seasonal falloff in retail sales after the holiday rush ends.
پس از پایان فروشگاهی فصلی، انتظار میرود کاهش فصلی در فروش خردهفروشی رخ دهد.
the store experienced a significant sales falloff during the pandemic.
فروشگاه در طول بیماری پاندمیک تجربهای کاهش قابل توجهی در فروش داشت.
researchers noticed a sharp falloff in user engagement after the algorithm change.
پژوهشگران پس از تغییر الگوریتم، کاهش ناگهانی در مشارکت کاربران را مشاهده کردند.
the company reported a gradual falloff in customer loyalty over the past year.
شرکت در طول سال گذشته کاهش تدریجی در وفاداری مشتریان را گزارش داد.
there's been a noticeable falloff in tourism during the off-season.
در فصل خارج از فصل گردشگری، کاهش قابل توجهی در گردشگری رخ داده است.
the team observed a performance falloff among employees working remotely.
تیم کاهش عملکرد را در میان کارکنانی که از راه دور کار میکنند، مشاهده کرد.
manufacturing has seen a falloff in production quality due to supply chain issues.
تولید به دلیل مشکلات زنجیره تأمین، کاهش کیفیت تولید را تجربه کرده است.
a sudden falloff in website traffic concerned the marketing department.
کاهش ناگهانی در ترافیک وبسایت نگرانی اداره بازاریابی را به همراه آورد.
the village experiences an annual falloff in population during winter months.
این روستا در ماههای زمستانی کاهش سالانهای در جمعیت را تجربه میکند.
experts predict a falloff in housing prices if interest rates continue rising.
کاهش قیمتهای مسکن را در صورت ادامه افزایش نرخ بهره پیشبینی میشود.
teachers reported a falloff in student attendance on fridays.
معلمان کاهش حضور دانشآموزان در پنجشنبهها را گزارش دادند.
the restaurant chain faced a falloff in reservations following the negative review.
این زنجیره رستورانها پس از نقد منفی، کاهش در درخواستهای رزرو را تجربه کرد.
we expect a seasonal falloff in retail sales after the holiday rush ends.
پس از پایان فروشگاهی فصلی، انتظار میرود کاهش فصلی در فروش خردهفروشی رخ دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید