falsenesses

[ایالات متحده]/ˈfɔːlsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɔlsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت بی‌وفایی یا غیرصادق بودن؛ حالت نادرست یا کاذب بودن

عبارات و ترکیب‌ها

falsenesses abound

وجود نادرستی‌ها فراوان است

expose falsenesses

نادرستی‌ها را آشکار کنید

falsenesses revealed

نادرستی‌ها آشکار شد

detect falsenesses

تشخیص نادرستی‌ها

falsenesses persist

نادرستی‌ها ادامه دارند

unmask falsenesses

ماسک نادرستی‌ها را بردارید

falsenesses exposed

نادرستی‌ها آشکار شد

challenge falsenesses

چالش نادرستی‌ها

falsenesses uncovered

نادرستی‌ها کشف شد

combat falsenesses

مقابله با نادرستی‌ها

جملات نمونه

in a world full of falsenesses, honesty is a rare gem.

در دنیایی پر از دروغ‌ها، صداقت یک گوهر نادر است.

she could see through the falsenesses in his words.

او می‌توانست دروغ‌ها را در کلمات او ببیند.

falsenesses can undermine trust in any relationship.

دروغ‌ها می‌توانند اعتماد را در هر رابطه‌ای تضعیف کنند.

falsenesses in advertising often mislead consumers.

دروغ‌ها در تبلیغات اغلب مصرف‌کنندگان را گمراه می‌کنند.

he was tired of the falsenesses that surrounded him.

او از دروغ‌هایی که او را احاطه کرده بودند خسته شده بود.

identifying falsenesses in social media can be challenging.

تشخیص دروغ‌ها در رسانه‌های اجتماعی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

falsenesses in politics can lead to public disillusionment.

دروغ‌ها در سیاست می‌توانند منجر به بی‌اعتمادی عمومی شوند.

she was skilled at detecting the falsenesses in people's intentions.

او در تشخیص دروغ‌ها در نیات مردم مهارت داشت.

falsenesses can create barriers between friends.

دروغ‌ها می‌توانند موانعی را بین دوستان ایجاد کنند.

he wrote a book exposing the falsenesses of the industry.

او کتابی نوشت که دروغ‌های صنعت را افشا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید