famulus

[ایالات متحده]/ˈfæmjʊləs/
[بریتانیا]/ˈfæmjələs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستیار؛ دستیار یک جادوگر یا دانشمند قرون وسطایی؛ یک وابسته
Word Forms
جمعfamuluss

عبارات و ترکیب‌ها

famulus assistant

دستیار فامولوس

famulus role

نقش فامولوس

famulus duties

وظایف فامولوس

famulus support

حمایت فامولوس

famulus service

خدمات فامولوس

famulus tasks

وظایف فامولوس

famulus training

آموزش فامولوس

famulus relationship

رابطه فامولوس

famulus expertise

تخصص فامولوس

famulus collaboration

همکاری فامولوس

جملات نمونه

the famulus assisted the scholar in his research.

سامولوس به محقق در تحقیقاتش کمک کرد.

she acted as a famulus to the famous magician.

او به عنوان یک سامولوس برای جادوگر مشهور عمل کرد.

the famulus prepared the materials for the experiment.

سامولوس مواد لازم برای آزمایش را آماده کرد.

in ancient times, a famulus was essential for scholars.

در زمان‌های قدیم، یک سامولوس برای محققان ضروری بود.

the famulus took notes during the lecture.

سامولوس در طول سخنرانی یادداشت‌برداری کرد.

every great artist needs a dedicated famulus.

هر هنرمند بزرگ به یک سامولوس اختصاصی نیاز دارد.

the famulus was responsible for organizing the library.

سامولوس مسئولیت سازماندهی کتابخانه را بر عهده داشت.

he worked as a famulus for several renowned professors.

او به عنوان یک سامولوس برای چندین استاد برجسته کار می‌کرد.

the famulus learned a lot from his mentor.

سامولوس درس‌های زیادی از مربی خود آموخت.

being a famulus requires patience and dedication.

یک سامولوس بودن نیاز به صبر و تعهد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید