fanaticize

[ایالات متحده]/fəˈnætɪsaɪz/
[بریتانیا]/fəˈnætɪˌsaɪz/

ترجمه

vt. افراطی کردن; القای ایمان کور
v. الهام بخشیدن به افراطی‌گری; ایجاد پیروی کور

عبارات و ترکیب‌ها

fanaticize sports

علاقه‌مند کردن ورزش

fanaticize politics

علاقه‌مند کردن سیاست

fanaticize culture

علاقه‌مند کردن فرهنگ

fanaticize beliefs

علاقه‌مند کردن باورها

fanaticize ideas

علاقه‌مند کردن ایده‌ها

fanaticize fandom

علاقه‌مند کردن طرفداران

fanaticize lifestyle

علاقه‌مند کردن سبک زندگی

fanaticize music

علاقه‌مند کردن موسیقی

fanaticize art

علاقه‌مند کردن هنر

fanaticize technology

علاقه‌مند کردن فناوری

جملات نمونه

they tend to fanaticize about their favorite sports team.

آنها معمولاً در مورد تیم ورزشی مورد علاقه خود اغراق می‌کنند.

it's easy to fanaticize over a celebrity's lifestyle.

اغراق کردن در مورد سبک زندگی یک سلبریتی آسان است.

some fans fanaticize their experiences at concerts.

برخی از طرفداران تجربیات خود را در کنسرتها اغراق می‌کنند.

people often fanaticize about the perfect vacation.

افراد اغلب در مورد تعطیلات کامل اغراق می‌کنند.

he tends to fanaticize about his achievements.

او معمولاً در مورد دستاوردهای خود اغراق می‌کند.

many fans fanaticize about meeting their idols.

بسیاری از طرفداران در مورد ملاقات با قهرمانان خود اغراق می‌کنند.

she tends to fanaticize about the latest fashion trends.

او معمولاً در مورد آخرین ترندهای مد اغراق می‌کند.

it's common to fanaticize about success in business.

اغراق کردن در مورد موفقیت در کسب و کار رایج است.

they fanaticize about the future of technology.

آنها در مورد آینده فناوری اغراق می‌کنند.

some individuals fanaticize about their political beliefs.

برخی از افراد در مورد باورهای سیاسی خود اغراق می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید