fantods

[ایالات متحده]/ˈfæntɒdz/
[بریتانیا]/ˈfæntɑdz/

ترجمه

n. یک حالت شدید از عصبی بودن یا اضطراب
Word Forms
جمعfantodss

عبارات و ترکیب‌ها

fantods attack

حمله فانتدز

have the fantods

داشتن فانتدز

fantods flare-up

تشدید فانتدز

causing the fantods

ایجاد فانتدز

fantods of fear

فانتدز ترس

fantods reaction

واکنش فانتدز

the fantods

فانتدز

fantods feeling

احساس فانتدز

overcome by fantods

غلبه بر فانتدز

fantods outbreak

شیوع فانتدز

جملات نمونه

she gets the fantods whenever she sees a spider.

او هر زمان که عنکبوتی می بیند دچار اضطراب می شود.

the thought of public speaking gives him the fantods.

فکر صحبت کردن در جمع او را دچار اضطراب می کند.

he always has the fantods before a big exam.

او همیشه قبل از امتحان بزرگ دچار اضطراب می شود.

she felt the fantods creeping in as the deadline approached.

او احساس کرد که اضطراب با نزدیک شدن به مهلت مقرر در حال افزایش است.

the unexpected news gave him the fantods.

خبر غیرمنتظره او را دچار اضطراب کرد.

whenever there is a storm, she gets the fantods.

هنگامی که طوفانی وجود دارد، او دچار اضطراب می شود.

he always has the fantods when traveling alone.

وقتی او به تنهایی سفر می کند، همیشه دچار اضطراب می شود.

the idea of moving to a new city gave her the fantods.

ایده نقل مکان به یک شهر جدید، او را دچار اضطراب کرد.

she couldn't shake off the fantods before the interview.

او نتوانست قبل از مصاحبه از شر اضطراب خلاص شود.

the haunted house gave the children the fantods.

خانه تسخیر شده، کودکان را دچار اضطراب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید