farced smile
لبخند اجباری
farced laughter
خنده اجباری
farced conversation
گفتگوی اجباری
farced expression
حالت چهره اجباری
farced apology
عذرخواهی اجباری
farced gesture
حرکت اجباری
farced performance
اجرای اجباری
farced enthusiasm
اشتیاق اجباری
farced compliment
تعریف اجباری
farced friendship
دوستی اجباری
he farced the situation to make it seem better than it was.
او سعی کرد اوضاع را بهتر از آنچه بود جلوه دهد.
she farced her achievements during the interview.
او دستاورد های خود را در طول مصاحبه اغراق کرد.
the report was farced to impress the stakeholders.
گزارش به گونه ای تنظیم شد تا ذینفعان را تحت تاثیر قرار دهد.
they farced the numbers to secure funding.
آنها اعداد را دستکاری کردند تا بودجه را تامین کنند.
he always farced his stories to entertain his friends.
او همیشه داستان های خود را برای سرگرمی دوستانش اغراق می کرد.
she farced the truth to avoid conflict.
او حقیقت را تحریف کرد تا از درگیری جلوگیری کند.
the marketing team farced the campaign's success.
تیم بازاریابی موفقیت کمپین را به نمایش گذاشت.
he farced his qualifications on his resume.
او مدارک خود را در رزومه خود اغراق کرد.
they farced the timeline to meet the deadline.
آنها جدول زمانی را دستکاری کردند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
the movie farced the events for dramatic effect.
فیلم رویدادها را برای ایجاد جلوه دراماتیک دستکاری کرد.
farced smile
لبخند اجباری
farced laughter
خنده اجباری
farced conversation
گفتگوی اجباری
farced expression
حالت چهره اجباری
farced apology
عذرخواهی اجباری
farced gesture
حرکت اجباری
farced performance
اجرای اجباری
farced enthusiasm
اشتیاق اجباری
farced compliment
تعریف اجباری
farced friendship
دوستی اجباری
he farced the situation to make it seem better than it was.
او سعی کرد اوضاع را بهتر از آنچه بود جلوه دهد.
she farced her achievements during the interview.
او دستاورد های خود را در طول مصاحبه اغراق کرد.
the report was farced to impress the stakeholders.
گزارش به گونه ای تنظیم شد تا ذینفعان را تحت تاثیر قرار دهد.
they farced the numbers to secure funding.
آنها اعداد را دستکاری کردند تا بودجه را تامین کنند.
he always farced his stories to entertain his friends.
او همیشه داستان های خود را برای سرگرمی دوستانش اغراق می کرد.
she farced the truth to avoid conflict.
او حقیقت را تحریف کرد تا از درگیری جلوگیری کند.
the marketing team farced the campaign's success.
تیم بازاریابی موفقیت کمپین را به نمایش گذاشت.
he farced his qualifications on his resume.
او مدارک خود را در رزومه خود اغراق کرد.
they farced the timeline to meet the deadline.
آنها جدول زمانی را دستکاری کردند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
the movie farced the events for dramatic effect.
فیلم رویدادها را برای ایجاد جلوه دراماتیک دستکاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید