farcing ahead
حرکت به جلو
farcing away
دور شدن
farcing forward
حرکت به سمت جلو
farcing off
خاموش کردن
farcing back
پس زدن
farcing down
فرو بردن
farcing through
عبور کردن
farcing around
دور زدن
farcing out
بیرون راندن
farcing is an essential skill in modern cuisine.
فارسینگ یک مهارت ضروری در آشپزی مدرن است.
he enjoys farcing with his friends during weekends.
او از فارسینگ با دوستانش در آخر هفته ها لذت می برد.
farcing can help improve your physical fitness.
فارسینگ می تواند به بهبود آمادگی جسمانی شما کمک کند.
many people find farcing to be a relaxing activity.
بسیاری از مردم فارسینگ را یک فعالیت آرامش بخش می دانند.
she joined a group for farcing in the mountains.
او برای فارسینگ در کوه ها به گروهی پیوست.
farcing requires good preparation and planning.
فارسینگ نیاز به آمادگی و برنامه ریزی خوب دارد.
they often go farcing to explore new trails.
آنها اغلب برای کشف مسیرهای جدید فارسینگ می روند.
farcing during the fall offers beautiful scenery.
فارسینگ در فصل پاییز مناظر زیبایی ارائه می دهد.
learning about nature is part of farcing.
یادگیری در مورد طبیعت بخشی از فارسینگ است.
he took a farcing trip to clear his mind.
او برای آرام کردن ذهن خود یک سفر فارسینگ انجام داد.
farcing ahead
حرکت به جلو
farcing away
دور شدن
farcing forward
حرکت به سمت جلو
farcing off
خاموش کردن
farcing back
پس زدن
farcing down
فرو بردن
farcing through
عبور کردن
farcing around
دور زدن
farcing out
بیرون راندن
farcing is an essential skill in modern cuisine.
فارسینگ یک مهارت ضروری در آشپزی مدرن است.
he enjoys farcing with his friends during weekends.
او از فارسینگ با دوستانش در آخر هفته ها لذت می برد.
farcing can help improve your physical fitness.
فارسینگ می تواند به بهبود آمادگی جسمانی شما کمک کند.
many people find farcing to be a relaxing activity.
بسیاری از مردم فارسینگ را یک فعالیت آرامش بخش می دانند.
she joined a group for farcing in the mountains.
او برای فارسینگ در کوه ها به گروهی پیوست.
farcing requires good preparation and planning.
فارسینگ نیاز به آمادگی و برنامه ریزی خوب دارد.
they often go farcing to explore new trails.
آنها اغلب برای کشف مسیرهای جدید فارسینگ می روند.
farcing during the fall offers beautiful scenery.
فارسینگ در فصل پاییز مناظر زیبایی ارائه می دهد.
learning about nature is part of farcing.
یادگیری در مورد طبیعت بخشی از فارسینگ است.
he took a farcing trip to clear his mind.
او برای آرام کردن ذهن خود یک سفر فارسینگ انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید