greasier

[ایالات متحده]/ˈɡriːziə/
[بریتانیا]/ˈɡriːziər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چربی یا روغن زیاد داشتن؛ در رفتار نرم یا غیرصادق؛ در بافت چرب یا روغنی؛ چاپلوس یا جلب توجه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

greasier food

غذای چرب‌تر

greasier hair

موهای چرب‌تر

greasier skin

پوست چرب‌تر

greasier hands

دست‌های چرب‌تر

greasier fries

سیب‌زمینی سرخ‌کرده چرب‌تر

greasier pizza

پیتزای چرب‌تر

greasier snacks

میان‌وعده‌های چرب‌تر

greasier dishes

غذاهای چرب‌تر

greasier meals

وعده‌های غذایی چرب‌تر

greasier surfaces

سطوح چرب‌تر

جملات نمونه

my favorite food is getting greasier every year.

غذاي مورد علاقه من هر سال چرب‌تر مي‌شود.

fast food tends to be greasier than homemade meals.

غذاي سريعي معمولاً از وعده‌های غذایی خانگی چرب‌تر است.

this pizza is much greasier than i expected.

این پیتزا خیلی بیشتر از آنچه انتظار داشتم چرب است.

he prefers his fries extra greasier with more oil.

او سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌اش را با روغن بیشتر و چرب‌تر دوست دارد.

as the dish cooled, it became greasier and less appealing.

با سرد شدن غذا، چرب‌تر و کمتر جذاب شد.

greasier foods can lead to health issues if consumed too often.

مصرف بیش از حد غذاهای چرب‌تر می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

she noticed her skin became greasier after eating junk food.

او متوجه شد که پوستش بعد از خوردن غذای ناسالم چرب‌تر شده است.

some people believe that greasier hair looks more stylish.

برخی افراد معتقدند که موهای چرب‌تر شیک‌تر به نظر می‌رسند.

after frying, the chicken turned out to be greasier than usual.

بعد از سرخ کردن، مرغ از معمول چرب‌تر شد.

the sauce was delicious, but it was a bit greasier than i liked.

سس خوشمزه بود، اما کمی چرب‌تر از سلیقه‌ی من بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید