fatuity

[ایالات متحده]/fəˈtjuː.ɪ.ti/
[بریتانیا]/fəˈtuː.ɪ.ti/

ترجمه

n. حماقت یا نادانی؛ کمبود هوش یا حس

عبارات و ترکیب‌ها

fatuity of youth

نادانی جوانی

fatuity in thought

نادانی در فکر

fatuity of belief

نادانی اعتقاد

fatuity of action

نادانی عمل

fatuity of opinion

نادانی نظر

fatuity in judgment

نادانی قضاوت

fatuity of decisions

نادانی تصمیمات

fatuity of actions

نادانی اقدامات

fatuity of ideas

نادانی ایده ها

fatuity in reasoning

نادانی استدلال

جملات نمونه

his fatuity led him to believe he could win without practice.

نادانی او باعث شد باور کند که بدون تمرین می‌تواند برنده شود.

it was pure fatuity to ignore the warnings.

نادیده گرفتن هشدارها مبالغه‌ای محض بود.

she realized her fatuity after making the same mistake twice.

او پس از تکرار اشتباه متوجه نادانی خود شد.

his fatuity was evident in his overconfidence.

نادانی او در اعتماد به نفس بیش از حدش آشکار بود.

to act with such fatuity is to invite disaster.

با چنین نادانی عمل کردن، دعوت از فاجعه است.

they laughed at his fatuity during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد نادانی او خندیدند.

fatuity often accompanies arrogance in leadership.

نادانی اغلب با خودبزرگ‌بینی در رهبری همراه است.

his fatuity was a topic of discussion among his peers.

نادانی او موضوع بحث همکارانش بود.

many criticized her fatuity for making such a bold claim.

بسیاری از نادانی او برای مطرح کردن چنین ادعای جسورانه انتقاد کردند.

fatuity can often lead to poor decision-making.

نادانی اغلب می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید