fatuity of youth
نادانی جوانی
fatuity in thought
نادانی در فکر
fatuity of belief
نادانی اعتقاد
fatuity of action
نادانی عمل
fatuity of opinion
نادانی نظر
fatuity in judgment
نادانی قضاوت
fatuity of decisions
نادانی تصمیمات
fatuity of actions
نادانی اقدامات
fatuity of ideas
نادانی ایده ها
fatuity in reasoning
نادانی استدلال
his fatuity led him to believe he could win without practice.
نادانی او باعث شد باور کند که بدون تمرین میتواند برنده شود.
it was pure fatuity to ignore the warnings.
نادیده گرفتن هشدارها مبالغهای محض بود.
she realized her fatuity after making the same mistake twice.
او پس از تکرار اشتباه متوجه نادانی خود شد.
his fatuity was evident in his overconfidence.
نادانی او در اعتماد به نفس بیش از حدش آشکار بود.
to act with such fatuity is to invite disaster.
با چنین نادانی عمل کردن، دعوت از فاجعه است.
they laughed at his fatuity during the meeting.
آنها در طول جلسه در مورد نادانی او خندیدند.
fatuity often accompanies arrogance in leadership.
نادانی اغلب با خودبزرگبینی در رهبری همراه است.
his fatuity was a topic of discussion among his peers.
نادانی او موضوع بحث همکارانش بود.
many criticized her fatuity for making such a bold claim.
بسیاری از نادانی او برای مطرح کردن چنین ادعای جسورانه انتقاد کردند.
fatuity can often lead to poor decision-making.
نادانی اغلب میتواند منجر به تصمیمگیری ضعیف شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید