fauves

[ایالات متحده]/fəʊv/
[بریتانیا]/foʊv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از جنبش فاوئیسم در هنر؛ اصطلاحی برای یک هنرمند فاوئیست؛ اصطلاح فرانسوی برای 'وحشی' یا 'خشن'

عبارات و ترکیب‌ها

fauve art

هنر فوو

fauve color

رنگ فوو

fauve painting

نقاشی فوو

fauve style

سبک فوو

fauve movement

جنبش فوو

fauve artists

هنرمندان فوو

fauve influence

تاثیرگذاری فوو

fauve exhibition

نمایشگاه فوو

fauve landscape

منظره فوو

fauve palette

پالت فوو

جملات نمونه

the fauve style is known for its bold colors.

سبک فوو به خاطر رنگ‌های جسورانه اش شناخته می‌شود.

many artists were influenced by the fauve movement.

هنرمندان زیادی تحت تأثیر جنبش فوو قرار گرفتند.

fauve paintings often evoke strong emotions.

نقاشی‌های فوو اغلب احساسات قوی را برمی‌انگیزند.

she admires the fauve artists for their creativity.

او به خاطر خلاقیت خود، هنرمندان فوو را تحسین می‌کند.

the fauve approach to color was revolutionary.

رویکرد فوو به رنگ‌ها انقلابی بود.

fauve art emphasizes the expression of feelings.

هنر فوو بر بیان احساسات تأکید دارد.

he created a fauve-inspired mural in his studio.

او یک نقاشی دیواری الهام گرفته از فوو در استودیوی خود ایجاد کرد.

fauve techniques can be seen in modern art.

می‌توان تکنیک‌های فوو را در هنر مدرن دید.

the exhibition featured several famous fauve works.

نمایشگاه شامل چندین اثر فوو معروف بود.

learning about fauve art can enhance your appreciation of color.

آشنایی با هنر فوو می‌تواند قدردانی شما از رنگ را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید