fawned

[ایالات متحده]/fɔːnd/
[بریتانیا]/fɔnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محبت را نشان دادن (به ویژه از طرف یک سگ) با مالیدن به کسی؛ خود را محبوب کردن؛ تملق گفتن

عبارات و ترکیب‌ها

fawned over

عاشقانه رفتار کرد

fawned upon

عاشقانه رفتار کرد

fawned at

عاشقانه رفتار کرد

fawned for

عاشقانه رفتار کرد

fawned excessively

به شدت علاقه نشان داد

fawned like

مانند... علاقه نشان داد

fawned on

عاشقانه رفتار کرد

fawned in

عاشقانه رفتار کرد

fawned around

عاشقانه رفتار کرد

جملات نمونه

the puppy fawned over its owner, seeking attention.

پ Uppyp به صاحب خود چنگ زد و به دنبال توجه بود.

she fawned on the celebrity, hoping for a picture.

او به س Celebrبریتي چنگ زد و اميد داشت عكسی بگیرد.

he fawned at the boss to get a promotion.

او برای گرفتن ترفیع به رئیس چنگ زد.

the children fawned over the new puppy.

بچه ها به توله سگ جدید چنگ زدند.

they fawned on the guests to make them feel welcome.

آنها به مهمانان چنگ زدند تا آنها احساس استقبال کنند.

she fawned over her professor to impress him.

او به استاد خود چنگ زد تا او را تحت تاثیر قرار دهد.

the dog fawned at its owner's feet, wanting to play.

سگ به پای صاحب خود چنگ زد و می خواست بازی کند.

he fawned over the critics, hoping for a good review.

او به منتقدان چنگ زد و امیدوار بود که یک بررسی خوب دریافت کند.

she fawned on her grandparents, cherishing their affection.

او به پدربزرگ و مادربزرگ خود چنگ زد و از محبت آنها قدردانی کرد.

the assistant fawned over the manager, eager to please.

دستیار به مدیر چنگ زد و مشتاق بود که او را خوشحال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید