fawned over
عاشقانه رفتار کرد
fawned upon
عاشقانه رفتار کرد
fawned at
عاشقانه رفتار کرد
fawned for
عاشقانه رفتار کرد
fawned excessively
به شدت علاقه نشان داد
fawned like
مانند... علاقه نشان داد
fawned on
عاشقانه رفتار کرد
fawned in
عاشقانه رفتار کرد
fawned around
عاشقانه رفتار کرد
the puppy fawned over its owner, seeking attention.
پ Uppyp به صاحب خود چنگ زد و به دنبال توجه بود.
she fawned on the celebrity, hoping for a picture.
او به س Celebrبریتي چنگ زد و اميد داشت عكسی بگیرد.
he fawned at the boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع به رئیس چنگ زد.
the children fawned over the new puppy.
بچه ها به توله سگ جدید چنگ زدند.
they fawned on the guests to make them feel welcome.
آنها به مهمانان چنگ زدند تا آنها احساس استقبال کنند.
she fawned over her professor to impress him.
او به استاد خود چنگ زد تا او را تحت تاثیر قرار دهد.
the dog fawned at its owner's feet, wanting to play.
سگ به پای صاحب خود چنگ زد و می خواست بازی کند.
he fawned over the critics, hoping for a good review.
او به منتقدان چنگ زد و امیدوار بود که یک بررسی خوب دریافت کند.
she fawned on her grandparents, cherishing their affection.
او به پدربزرگ و مادربزرگ خود چنگ زد و از محبت آنها قدردانی کرد.
the assistant fawned over the manager, eager to please.
دستیار به مدیر چنگ زد و مشتاق بود که او را خوشحال کند.
fawned over
عاشقانه رفتار کرد
fawned upon
عاشقانه رفتار کرد
fawned at
عاشقانه رفتار کرد
fawned for
عاشقانه رفتار کرد
fawned excessively
به شدت علاقه نشان داد
fawned like
مانند... علاقه نشان داد
fawned on
عاشقانه رفتار کرد
fawned in
عاشقانه رفتار کرد
fawned around
عاشقانه رفتار کرد
the puppy fawned over its owner, seeking attention.
پ Uppyp به صاحب خود چنگ زد و به دنبال توجه بود.
she fawned on the celebrity, hoping for a picture.
او به س Celebrبریتي چنگ زد و اميد داشت عكسی بگیرد.
he fawned at the boss to get a promotion.
او برای گرفتن ترفیع به رئیس چنگ زد.
the children fawned over the new puppy.
بچه ها به توله سگ جدید چنگ زدند.
they fawned on the guests to make them feel welcome.
آنها به مهمانان چنگ زدند تا آنها احساس استقبال کنند.
she fawned over her professor to impress him.
او به استاد خود چنگ زد تا او را تحت تاثیر قرار دهد.
the dog fawned at its owner's feet, wanting to play.
سگ به پای صاحب خود چنگ زد و می خواست بازی کند.
he fawned over the critics, hoping for a good review.
او به منتقدان چنگ زد و امیدوار بود که یک بررسی خوب دریافت کند.
she fawned on her grandparents, cherishing their affection.
او به پدربزرگ و مادربزرگ خود چنگ زد و از محبت آنها قدردانی کرد.
the assistant fawned over the manager, eager to please.
دستیار به مدیر چنگ زد و مشتاق بود که او را خوشحال کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید