grovelled

[ایالات متحده]/ˈɡrɒv.əld/
[بریتانیا]/ˈɡrɑː.veld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به روشی خدمتگزارانه عمل کردن؛ نشان دادن فروتنی بیش از حد؛ دراز کشیدن یا خزیدن بر روی زمین

عبارات و ترکیب‌ها

grovelled for mercy

به التماس افتاد

grovelled at feet

در پاي افتاد

grovelled in shame

در شرمساری غرق شد

grovelled to authority

در برابر قدرت التماس کرد

grovelled before him

در برابر او التماس کرد

grovelled for forgiveness

به خاطر بخشش التماس کرد

grovelled in defeat

در شکست التماس کرد

grovelled for help

برای کمک التماس کرد

grovelled to please

برای خشنود کردن التماس کرد

جملات نمونه

he grovelled before his boss for a second chance.

او برای فرصت دوباره التماس کرد.

she grovelled to her parents after breaking their trust.

او پس از نقض اعتماد والدینش التماس کرد.

the student grovelled to the teacher for extra credit.

دانش آموز برای دریافت اعتبار اضافی التماس کرد.

he grovelled in apology after the argument.

او پس از بحث عذرخواهی کرد.

she grovelled at his feet, begging for forgiveness.

او التماس کرد و برای بخشش به پاهای او افتاد.

they grovelled to the committee for a favorable decision.

آنها برای تصمیم گیری مطلوب به کمیته التماس کردند.

after the mistake, he grovelled to regain his reputation.

پس از اشتباه، او برای بازگرداندن اعتبارش التماس کرد.

she grovelled to her friends for a chance to explain.

او برای فرصتی برای توضیح دادن به دوستانش التماس کرد.

he grovelled to the audience, hoping for their approval.

او به تماشاچیان التماس کرد، امیدوار به کسب تایید آنها.

they grovelled before the powerful leader for support.

آنها برای حمایت به رهبر قدرتمند التماس کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید