sworn fealties
وفادوی قسم شده
fealties of loyalty
وفاداری از نظر وفاداری
fealties and oaths
وفاداری و سوگند
fealties to king
وفاداری به پادشاه
fealties to lord
وفاداری به ارباب
fealties in conflict
درگیری وفاداری
broken fealties
وفاداری شکسته
fealties of service
وفاداری خدمت
fealties of trust
وفاداری اعتماد
fealties to allies
وفاداری به متحدین
the knight pledged his fealties to the king.
شوالیر تعهد خود را نسبت به پادشاه اعلام کرد.
fealties can change over time due to political shifts.
به دلیل تغییرات سیاسی، وفاداریها میتوانند در طول زمان تغییر کنند.
many lords demanded fealties from their vassals.
بسیاری از لردها از واسالهای خود خواستند که وفاداری خود را نشان دهند.
breaking fealties can lead to severe consequences.
نقض وفاداریها میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he swore fealties to protect his homeland.
او سوگند وفاداری خورد تا از سرزمین مادری خود محافظت کند.
fealties were often symbolized by an oath.
وفاداریها اغلب با سوگند نمادین نشان داده میشدند.
in medieval times, fealties defined social hierarchies.
در دوران قرون وسطی، وفاداریها سلسله مراتب اجتماعی را تعریف میکردند.
her fealties were tested during the rebellion.
وفاداری او در طول شورش مورد آزمایش قرار گرفت.
fealties among clans were crucial for survival.
وفاداری بین قبیلهها برای بقا بسیار مهم بود.
he reaffirmed his fealties at the council meeting.
او بار دیگر وفاداری خود را در جلسه شورای شهر تأیید کرد.
sworn fealties
وفادوی قسم شده
fealties of loyalty
وفاداری از نظر وفاداری
fealties and oaths
وفاداری و سوگند
fealties to king
وفاداری به پادشاه
fealties to lord
وفاداری به ارباب
fealties in conflict
درگیری وفاداری
broken fealties
وفاداری شکسته
fealties of service
وفاداری خدمت
fealties of trust
وفاداری اعتماد
fealties to allies
وفاداری به متحدین
the knight pledged his fealties to the king.
شوالیر تعهد خود را نسبت به پادشاه اعلام کرد.
fealties can change over time due to political shifts.
به دلیل تغییرات سیاسی، وفاداریها میتوانند در طول زمان تغییر کنند.
many lords demanded fealties from their vassals.
بسیاری از لردها از واسالهای خود خواستند که وفاداری خود را نشان دهند.
breaking fealties can lead to severe consequences.
نقض وفاداریها میتواند منجر به عواقب جدی شود.
he swore fealties to protect his homeland.
او سوگند وفاداری خورد تا از سرزمین مادری خود محافظت کند.
fealties were often symbolized by an oath.
وفاداریها اغلب با سوگند نمادین نشان داده میشدند.
in medieval times, fealties defined social hierarchies.
در دوران قرون وسطی، وفاداریها سلسله مراتب اجتماعی را تعریف میکردند.
her fealties were tested during the rebellion.
وفاداری او در طول شورش مورد آزمایش قرار گرفت.
fealties among clans were crucial for survival.
وفاداری بین قبیلهها برای بقا بسیار مهم بود.
he reaffirmed his fealties at the council meeting.
او بار دیگر وفاداری خود را در جلسه شورای شهر تأیید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید