fealty

[ایالات متحده]/ˈfiːəlti/
[بریتانیا]/ˈfiːəlti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وفاداری; دیانتداری
Word Forms
جمعfealties

عبارات و ترکیب‌ها

swear fealty

تعهد وفاداری

fealty oath

قسم وفاداری

pledge fealty

وعده وفاداری

loyalty and fealty

وفاداری و تعهد

جملات نمونه

an oath of fealty and liege homage.

سوگند وفاداری و احترام ارباب

He swore fealty to the king.

او به پادشاه وفاداری کرد.

swore fealty to the laws and Constitution of the United States.

به قوانین و قانون اساسی ایالات متحده وفاداری سوگند خورد.

they owed fealty to the Earl rather than the King.

آنها وفاداری خود را به آرل و نه پادشاه نشان دادند.

pledge fealty to the king

وفاداری به پادشاه را اعلام کنید

swear fealty to the lord

به ارباب وفادار باشید

loyalty and fealty to the company

وفاداری و تعهد به شرکت

fealty to the tradition

وفاداری به سنت

vassal's fealty to the liege lord

وفاداری اشخاص تحت حمایت به ارباب

fealty and allegiance to the ruler

وفاداری و تعهد به حاکم

fealty to one's country

وفاداری به کشور خود

sworn fealty to the emperor

سوگند وفاداری به امپراتور

fealty to a cause

وفاداری به یک هدف

fealty to the truth

وفاداری به حقیقت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید