feculence

[ایالات متحده]/ˈfɛkjʊləns/
[بریتانیا]/ˈfɛkjələns/

ترجمه

n. وضعیت کثیف یا آلوده بودن؛ کثافت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

feculence removal

حذف مدریت

feculence analysis

تجزیه و تحلیل مدریت

feculence detection

تشخیص مدریت

feculence levels

سطوح مدریت

feculence content

محتوای مدریت

feculence testing

تست مدریت

feculence sources

منابع مدریت

feculence measurement

اندازه گیری مدریت

feculence management

مدیریت مدریت

feculence treatment

درمان مدریت

جملات نمونه

feculence can often indicate poor sanitation.

وجود مدفوع اغلب می‌تواند نشان‌دهنده بهداشت ضعیف باشد.

the feculence in the water made it unsafe to drink.

مدفوع در آب باعث شد که نوشیدن آن ناامن باشد.

after the storm, feculence was found along the riverbank.

پس از طوفان، مدفوع در امتداد ساحل رودخانه یافت شد.

proper waste management can reduce feculence in urban areas.

مدیریت صحیح پسماند می‌تواند مدفوع را در مناطق شهری کاهش دهد.

the farmer was concerned about the feculence affecting his crops.

کشاورز نگران بود که مدفوع به محصولاتش آسیب برساند.

feculence can lead to serious health issues if not addressed.

اگر رسیدگی نشود، مدفوع می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

cleaning up feculence is essential for maintaining hygiene.

پاکسازی مدفوع برای حفظ بهداشت ضروری است.

he wore gloves while handling the feculence to avoid contamination.

او هنگام دست زدن به مدفوع دستکش پوشید تا از آلودگی جلوگیری کند.

the smell of feculence filled the air after the flood.

بوی مدفوع پس از سیل هوا را پر کرد.

studies show that feculence can attract pests and vermin.

مطالعات نشان می‌دهد که مدفوع می‌تواند حشرات و جوندگان را جذب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید