feigns

[ایالات متحده]/feɪnz/
[بریتانیا]/feɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وانمود کردن یا پنهان کردن؛ ساختن (بهانه، دلیل و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

feigns interest

ظاهر بی‌علاقهگی می‌کند

feigns ignorance

ظاهر نادانی می‌کند

feigns surprise

ظاهر تعجب می‌کند

feigns illness

ظاهر بیماری می‌کند

feigns happiness

ظاهر خوشحالی می‌کند

feigns confidence

ظاهر اعتماد به نفس می‌کند

feigns concern

ظاهر نگرانی می‌کند

feigns fatigue

ظاهر خستگی می‌کند

feigns indifference

ظاهر بی‌تفاوتی می‌کند

feigns joy

ظاهر شادی می‌کند

جملات نمونه

she feigns interest in his stories.

او به داستان‌های او علاقه نشان می‌دهد.

he feigns illness to avoid the meeting.

او به بهانه بیماری از حضور در جلسه طفره می‌رود.

she feigns happiness at the party.

او در مهمانی خوشحالی را به نمایش می‌گذارد.

he feigns confidence during the presentation.

او در طول ارائه اعتماد به نفس را به نمایش می‌گذارد.

they feign surprise at the announcement.

آنها با دیدن اعلامیه تعجب می‌کنند.

she feigns ignorance about the situation.

او درباره وضعیت بی‌اعتمادی را به نمایش می‌گذارد.

he feigns joy when receiving the gift.

او هنگام دریافت هدیه شادی را به نمایش می‌گذارد.

she feigns sleep to avoid talking.

او برای جلوگیری از صحبت کردن می‌خوابد.

he feigns enthusiasm for the project.

او برای پروژه اشتیاق خود را به نمایش می‌گذارد.

they feign friendship for personal gain.

آنها برای منافع شخصی دوستی را به نمایش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید