feigns interest
ظاهر بیعلاقهگی میکند
feigns ignorance
ظاهر نادانی میکند
feigns surprise
ظاهر تعجب میکند
feigns illness
ظاهر بیماری میکند
feigns happiness
ظاهر خوشحالی میکند
feigns confidence
ظاهر اعتماد به نفس میکند
feigns concern
ظاهر نگرانی میکند
feigns fatigue
ظاهر خستگی میکند
feigns indifference
ظاهر بیتفاوتی میکند
feigns joy
ظاهر شادی میکند
she feigns interest in his stories.
او به داستانهای او علاقه نشان میدهد.
he feigns illness to avoid the meeting.
او به بهانه بیماری از حضور در جلسه طفره میرود.
she feigns happiness at the party.
او در مهمانی خوشحالی را به نمایش میگذارد.
he feigns confidence during the presentation.
او در طول ارائه اعتماد به نفس را به نمایش میگذارد.
they feign surprise at the announcement.
آنها با دیدن اعلامیه تعجب میکنند.
she feigns ignorance about the situation.
او درباره وضعیت بیاعتمادی را به نمایش میگذارد.
he feigns joy when receiving the gift.
او هنگام دریافت هدیه شادی را به نمایش میگذارد.
she feigns sleep to avoid talking.
او برای جلوگیری از صحبت کردن میخوابد.
he feigns enthusiasm for the project.
او برای پروژه اشتیاق خود را به نمایش میگذارد.
they feign friendship for personal gain.
آنها برای منافع شخصی دوستی را به نمایش میگذارند.
feigns interest
ظاهر بیعلاقهگی میکند
feigns ignorance
ظاهر نادانی میکند
feigns surprise
ظاهر تعجب میکند
feigns illness
ظاهر بیماری میکند
feigns happiness
ظاهر خوشحالی میکند
feigns confidence
ظاهر اعتماد به نفس میکند
feigns concern
ظاهر نگرانی میکند
feigns fatigue
ظاهر خستگی میکند
feigns indifference
ظاهر بیتفاوتی میکند
feigns joy
ظاهر شادی میکند
she feigns interest in his stories.
او به داستانهای او علاقه نشان میدهد.
he feigns illness to avoid the meeting.
او به بهانه بیماری از حضور در جلسه طفره میرود.
she feigns happiness at the party.
او در مهمانی خوشحالی را به نمایش میگذارد.
he feigns confidence during the presentation.
او در طول ارائه اعتماد به نفس را به نمایش میگذارد.
they feign surprise at the announcement.
آنها با دیدن اعلامیه تعجب میکنند.
she feigns ignorance about the situation.
او درباره وضعیت بیاعتمادی را به نمایش میگذارد.
he feigns joy when receiving the gift.
او هنگام دریافت هدیه شادی را به نمایش میگذارد.
she feigns sleep to avoid talking.
او برای جلوگیری از صحبت کردن میخوابد.
he feigns enthusiasm for the project.
او برای پروژه اشتیاق خود را به نمایش میگذارد.
they feign friendship for personal gain.
آنها برای منافع شخصی دوستی را به نمایش میگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید