felltop

[ایالات متحده]/fɛlˈtɒp/
[بریتانیا]/fɛlˈtɑːp/

ترجمه

adj. در حال پشت گذاشتن و پاهای خود به سمت بالا قرار دادن؛宣完全 معکوس شده.
شکل‌های واژه
جمعfelltops

جملات نمونه

the hikers reached the felltop just as the sun was setting.

چالش‌گذاران به قله فل تا زمان غروب خورشید رسیدند.

a windswept felltop offers breathtaking panoramic views.

یک قله فل که توسط باد می‌وزد، دیدارهای منظره‌ای بی‌نظیر ارائه می‌دهد.

we camped on a remote felltop for the night.

ما در یک قله فل دور ایستادیم تا شب.

the felltop shelter provided welcome protection from the storm.

پناهگاه قله فل حفاظت مطلوبی از باران را فراهم کرد.

sheep grazed peacefully on the misty felltop.

گوسفندان به آرامش روی قله فل مه‌آلود گریز می‌کردند.

from the felltop, we could see the entire valley below.

از قله فل، ما می‌توانستیم کل دره زیر را ببینیم.

a rocky felltop marks the boundary between two counties.

یک قله فل سنگی مرز بین دو شهرستان را مشخص می‌کند.

the snow-capped felltop gleamed in the morning light.

قله فل پوشیده از برف در نور صبح شمعی می‌زد.

we followed a narrow path up to the felltop.

ما یک مسیر باریک را به سمت قله فل دنبال کردیم.

a small cabin sat alone on the bare felltop.

یک خانه کوچک تنها روی قله فل خالی نشسته بود.

the foggy felltop made navigation difficult.

قله فل مه‌آلود راهنمایی را دشوار کرد.

wildflowers bloom on the sunny felltop during summer.

گل‌های جهنده در قله فل خورشیدی در تابستان گله‌ای می‌زنند.

the felltop path was treacherous after the heavy rain.

راه قله فل پس از باران سنگین خطرناک بود.

cloud swirled around the exposed felltop all day.

ابرها در طول روز حول قله فل باد‌زده می‌چرخیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید