| جمع | fencesitters |
typical fencesitter
مرزبین معمول
political fencesitter
مرزبین سیاسی
inveterate fencesitter
مرزبین مزمن
chronic fencesitter
مرزبین مزمن
being a fencesitter
بودن یک مرزبین
perpetual fencesitter
مرزبین دائمی
accustomed fencesitter
مرزبین عادت کرده
call me fencesitter
من را مرزبین بگو
typical fencesitter
مرزبین معمول
political fencesitter
مرزبین سیاسی
inveterate fencesitter
مرزبین مزمن
chronic fencesitter
مرزبین مزمن
being a fencesitter
بودن یک مرزبین
perpetual fencesitter
مرزبین دائمی
accustomed fencesitter
مرزبین عادت کرده
call me fencesitter
من را مرزبین بگو
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید