ferox

[ایالات متحده]/fɪəˈrɒks/
[بریتانیا]/fɪˈrɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قزل آلای بزرگ دریاچه; سالمون وحشی

عبارات و ترکیب‌ها

ferox species

گونه‌های فرکس

ferox behavior

رفتار فرکس

ferox habitat

زیستگاه فرکس

ferox diet

رژیم غذایی فرکس

ferox predator

شکارچی فرکس

ferox traits

ویژگی‌های فرکس

ferox environment

محیط فرکس

ferox adaptations

سازگاری‌های فرکس

ferox population

جمعیت فرکس

ferox conservation

حفظ فرکس

جملات نمونه

the ferox nature of the animal makes it difficult to approach.

طبیعت خشن حیوان باعث می‌شود نزدیک شدن به آن دشوار باشد.

many ferox species are found in the wild.

بسیاری از گونه‌های ferox در طبیعت یافت می‌شوند.

ferox fish are known for their aggressive behavior.

ماهی‌های ferox به دلیل رفتار تهاجمی خود شناخته شده‌اند.

researchers study ferox animals to understand their survival strategies.

محققان رفتار جانوران ferox را برای درک استراتژی‌های بقای آنها مطالعه می‌کنند.

the ferox attitude of the predator ensures its dominance in the ecosystem.

حالت ferox شکارچی تضمین می‌کند که در اکوسیستم برتر خواهد بود.

ferox plants can thrive in harsh environments.

گیاهان ferox می‌توانند در محیط‌های خشن رشد کنند.

in mythology, the ferox beast represents chaos and destruction.

در اساطیر، هیولای ferox نماد هرج و مرج و ویرانی است.

the ferox temperament of the character added tension to the story.

خلق و خوی ferox شخصیت باعث ایجاد تنش در داستان شد.

ferox insects can be a threat to crops.

حشرات ferox می‌توانند برای محصولات خطرناک باشند.

documentaries often feature ferox animals in their natural habitats.

فیلم‌های مستند اغلب جانوران ferox را در زیستگاه طبیعی خود نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید