fertilizing

[ایالات متحده]/ˈfɜːtɪlaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɜrtəlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل افزودن مواد مغذی به خاک یا گیاهان

عبارات و ترکیب‌ها

fertilizing plants

کاشت کود

fertilizing soil

کاشت کود در خاک

fertilizing crops

کاشت کود در محصولات

fertilizing gardens

کاشت کود در باغ

fertilizing lawns

کاشت کود در چمن

fertilizing trees

کاشت کود در درختان

fertilizing flowers

کاشت کود در گل ها

fertilizing vegetables

کاشت کود در سبزیجات

fertilizing herbs

کاشت کود در گیاهان دارویی

fertilizing fields

کاشت کود در مزارع

جملات نمونه

fertilizing the garden will help the plants grow stronger.

کاشت و نگهداری از باغچه به رشد قوی‌تر گیاهان کمک می‌کند.

he is fertilizing the soil to improve crop yield.

او برای بهبود عملکرد محصول در حال کوددهی خاک است.

the farmer is fertilizing the fields before the rainy season.

کشاورز قبل از فصل بارانی مزارع را کوددهی می‌کند.

fertilizing plants regularly is essential for healthy growth.

کوددهی منظم گیاهان برای رشد سالم ضروری است.

organic fertilizing methods are becoming increasingly popular.

روش‌های کوددهی ارگانیک به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

she is learning about the best fertilizing techniques for her garden.

او در حال یادگیری بهترین تکنیک‌های کوددهی برای باغچه خود است.

they recommend fertilizing during the spring for optimal results.

آنها توصیه می‌کنند برای دستیابی به بهترین نتیجه، در بهار کوددهی کنید.

fertilizing with compost can enhance soil quality significantly.

کوددهی با کمپوست می‌تواند به طور قابل توجهی کیفیت خاک را بهبود بخشد.

proper fertilizing can prevent nutrient deficiencies in plants.

کوددهی مناسب می‌تواند از کمبود مواد مغذی در گیاهان جلوگیری کند.

he enjoys experimenting with different fertilizing products.

او از آزمایش محصولات کوددهی مختلف لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید